به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خطوط، به طورکلی در اصطلاح دینی، جهاد به عنوان ابزاری برای حفظ مسلمانان در مقابل تجاوز و ظلم تعبیه شده و به عنوان جنگی مشروع به منظور دفاع از مذهب و نظم عمومی و جلوگیری از تجاوز و بی عدالتی مطرح شده است و در اصطلاح حقوقی، به عنوان جنگ و مبارزه در راه خدا با همه ابزارها از جمله بیان جان و مال تعریف شده است؛ در قرآن، این مسئله، اغلب با واژه قتال (جنگ) آمده است (بقره: ۱۹۰، ۲۴۴، ۲۴۶؛ توبه: ۲۹، ۳۶، ۱۲۳ و...) در مکتب اسلام بنیان اصلی و اولیه رابطه در عرصه سیاست خارجی و بین المللی بر صلح، مسالمت، رفتار نیکو و همزیستی استوار است؛ درنتیجه، این مکتب هرگز به پیروان خوداجازه نمیدهد که غیرمسلمانان را به سبب کفرشان بکشند؛ این مکتب، وجود عقاید دیگر یا دگراندیشی را تاجایی که در چارچوب عقیده و اندیشه باقی باشد و به ابزار خشونت ضد دیگران تبدیل نشود، مجوزی برای رفتار خصمانه نمیداند: «لا یَنهاکُمُ اللهُ عَنِ الذینَ لَم یُقاتِلُوکُم فی الدینِ وَ لَم یُخرِجُوکُم مِن دیَارِکُم أن تَبَرُهُم وَ تُقسِطوا إلیهِم إن َّ اللّهَ یحِبُّ المُقسِطینَ» (ممتحنه آیه ۸) خدا شما را باز نمیدارد تا با کسانی که در دین با شما نجنگیده و شما را از دیارتان بیرون نکرده اند، نیکی کنید و با ایشان عدالت ورزید، زیرا خدا دادگران را دوست مى دارد؛ ازاین رو جنگ در اسلام، امری استثنایی است و تا چیزی باعث جنگ نشود صلح برقرار است. «.. فَان اعتَتَزَلُوکُم فَلَم یُقاتِلُوکُم وَ ألقَوا ألیکُم السَّلَمَ فَمَا جَعَلَ اللّهُ لَکُم عَلَیهم سَبیلاً (نساءآیه ۹۰)): پس اگر از شما کناره گیرى کردند و با شما نجنگیدند و با شما طرح صلح افکندند (دیگر) خدا برای شما راهی بر آنان قرارنداده است، بنابر این میتوان دید که اسلام برای رسیدن به آرمانهای خود، با غیر مسلمانان در جنگ همیشگی نیست. در اسلام آنچه اهمیت دارد، مصلحت اسلام و مسلمانان و تأمین امنیت برای دعوت مسالمت آمیز و رفع و دفع تجاوز و تنبیه و سرجای خود نشاندن متجاوز و نیز برقراری توازن قوا و بازدارندگی میان ملل مسلمان و دیگر ملت هاست لذا از این نظر، مقصود اسلامی مستتر در جهاد و جنگ، عبارت است از: حصول به شرایط صلح، عدالت و ایمان (برزنونی، ۱۳۸۴: ۱۴۸)؛ ازسوی دیگر اسلام بیان میکند که جهاد، ارزشی والاتر از سایر عبادات دارد و همانندی مانند آن نمیتوان یافت؛ زیرا جهاد، پذیرش رنج، سختی، گذشت، ایثار و اظهار محبت است (شریعتمدار جزایری، ۱۳۷۹: ۱۵)؛ بنابراین جهاد در اسلام به منظور تأمین امنیت، تضمین حاکمیت، استقلال، دفاع از امت اسلامی، اسقرار صلح، حمایت از ادیان آسمانی و عدالت برقرارشده است؛ بنابراین در جامعه اهل ایمان آدمهای زیرک و باهوش افرادی هستند که فرمایش، ولی جامعه را باید زود بگیرند و زود عملیاتی کنند تبیین به معنای بیان و ابلاغ نیست بلکه تبیین یک طرف آن جهادی که مومنین باید فرمان، ولی را بگیرند و حرکت کنند، تبیین به معنای اقناع است لازمه تبیین این است که ما گره ذهنی مردم را حل کنیم، بشناسیم درد آدمیت را و بدانیم گیر او کجاست که آن گیر حل بشود اگر در یک سخنرانی یا نشست گره از فکر و شبهه مخاطب برطرف نشد این بیان است و تبیین نمیباشد.
مثال قرآنی در باب تبیین در باره زنده به گور شدن دختران، قرآن سوال میکند که «بأَیِ ذنبٍ قُتِلَت» یک مشکل اجتماعی را با بیان این سوال که:چرا دختران را زنده به گور میکنید؟ سعی در تبیین موضوع دارد.
در دوران پنج ساله گذشته بصورت جدی در فضای رسانه ای، کشور دچار یک درگیری با تفکر غیر اسلامی، ایرانی در حوزه تمدن غرب شد و مقام معظم رهبری بحث شورای عالی فضای مجازی را مطرح نمودند و با تاکیدات این چند روزه اخیردر بهمن ماه سال ۱۴۰۰ میتوان بیان کرد که فضای مجازی یک میدانی را پهن کرده تا رقیب ما ذهنیت جامعه را درگیر کند و حضرت آقا فرمودند: دشمن لجن پراکنی میکند خب این لجن پراکنی در کجا واقع میشود؟ قطعا ذهن را درگیر میکند در جنگ شناختی، اساسیترین مساله و مولفه، فهم آدمها است و رسانه یکی از ابزارهای فهم آدمها میشود و جزو اساسیترین عامل فهمیدن قرار میگیرد اگر دقت کنیم به تاریخ، جنگ رسانهاى، از تاریخ باستان تا امروز وجود داشته و جزء لاینفک سیاست ابرقدرتها بوده است و آنچه که امروز کیفیت و کمیت این جنگها را عوض کرده، توسعه زیرساخت هاى رسانهاى و تکنولوژى در یک قرن اخیر است. از جنگ جهانى دوم به بعد، این جنگ رسانهاى به یک رشته علمى و استراتژیک تبدیل شد که شاکله اصلى قدرت نظامى، اقتصادى، فرهنگى و سیاسى کشورهایى مثل آمریکا را تشکیل مىدهد. جنگ رسانهاى را در دنیاى اسلام، معاویه علیه امام على (علیه السلام) آغاز نمود که ضررش بیش از آنکه به امام (علیه السلام) برسد، به اسلام رسید. کودتاهایى که آمریکایىها علیه ایران و گواتمالا و... راه انداختند و نیز دخالت واشنگتن در انتخابات کشورهاى غربى و ژاپن و... بدون جنگ رسانهاى عملى نبوده است.
از اهداف جنگ رسانهاى مىتوان ۱-تغییر و آلودگى محیط به نفع مهاجم ۲- نفوذ در افکار عمومى و گمراهى آن ۳- بسیج فکرى مردم ۴- شخیصت کشى و شخصیت سازى ۵-کوشش در شکست اراده مقاومت ۶-نفاق و تفرقهانگیزى میان نخبگان و جناحهاى مختلف، ۷-مشغول کردن دولتمردان و سردمداران و روزنامهنگاران به مسائل جزئى و منحرف کردن آنان از مسائل اساسى ۸- فراهم کردن محیط براى زد و خوردهاى داخلى و خارجى، را نام برد که نتیجه این جنگ، هم ابعاد خارجى و هم ابعاد داخلى دارد. از آنجا که در کشورهایى مثل ایران اکثر مطبوعات جناحى هستند، نردبانى براى رساندن بازیگران سیاسى به مقامات مورد نظر مىشوند؛ در نتیجه ظرفیت اطلاعرسانى و تحلیلگرایى مستند آنها بسیار کم است و بیشتر صداى جنجالى آنها در جامعه به گوش مىرسد. در طول تاریخ عوامل بیگانه از این وضع استفاده بسیار کردهاند و حمایت آنها به هرج و مرج مطبوعات کمک کرده است که این ائتلاف مطبوعات خارج و داخل را مىتوان در ادوار مشروطه، هنگام اشغال ایران به دست متفقین و نیز ملى شدن صنعت نفت و قبل از کودتاى ۲۸ مرداد به خوبى مطالعه کرد..
در اروپا و آمریکا وقتى به آثار متخصصانى که درباره توسعه سیاسى، دموکراسى، مشارکت، اصلاحطلبى و... قلم زدهاند مىنگریم، متوجه مىشویم که بسیارى از این پژوهشگران از پیشکسوتان رشتههاى پروپاگاندا، جنگ روانى، جنگ رسانهاى و رسانههاى دستهجمعى بودهاند که از اوایل ۱۹۲۰ تا ۱۹۵۰، علم شستشوى مغزها و زورآوردن و اجبارى کردن عقاید بخصوص را در جامعه نموّ دادهاند. به عنوان مثال مىتوان به پرفسور هارولد لاسول، پیشکسوت تئورىهاى رسانههاى جمعى و یکى از متصدیان اداره ویژه جنگ هاى روانى براى دولت آمریکا اشاره نمود و اینها گواهی اهمیت و توجه به فضای مجازی و رسانهای که دائما در حال خوراک دهی و شستشوی فکری مردمان است، را میدهد و ما در این عرصه لازم است پایه بحث جهاد تبیین را با نگاه فوری مقام معظم رهبری، و با نگاه فرماندهی و قرارگاه ویژه جمعیت هلال احمر برپا کنیم و فرماندهی آن را با مسئولیت نماینده مقام معظم رهبری در جمعیت راه اندازی کنیم تا بتوانیم این مسئولیت خطیر جهاد تبیین را به فعلیت و اقناع برسانیم.