به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خطوط، تیم ملی ایران در شرایطی زودتر از موعد بلیت سفر به جام جهانی قطر را اوکی کرده که هدایت این تیم به عهده دراگان اسکوچیچ کروات است. دراگان بعد از مارک ویلموتس بلژیکی که نتایج تلخی با تیم ملی گرفته بود، روی نیمکت نشست و با ثبت تنها یک شکست تشریفاتی، ملیپوشان را به جام جهانی برد.
آماری که دراگان در این مسیر از خودش به جا گذاشته، خیرهکننده است؛ او در ۱۷ بازی فقط یک شکست و یک مساوی دارد که آن هم برابر تیم کرهجنوبی است. همین مورد فاکتور قابل اعتنایی برای هواداران فوتبال است تا او را گزینه اصلی تیم ملی برای نشستن روی نیمکت این تیم در جام جهانی بدانند. با وجود این، اما کم نیستند افرادی که اعتقاد دارند دراگان مرد بازیهای بزرگ نیست و نمیتواند تیم ملی را در جام جهانی و در بازیهای گروهی موفق کند. اینکه دراگان باشد یا نباشد به موضوعات مختلفی بستگی دارد و هر نظریه موافقان و مخالفان خودش را دارد.
همانطور که در بالا عنوان شد، آمار دراگان در تیم ملی درخشان است. او کلی رکورد را به نام خودش کرده و چند طلسم مهم از جمله شکست دادن بحرین در خانه رقیب را هم از بین برداشته است. دراگان بر خلاف کارلوس کیروش و مارک ویلموتس، از لحاظ مالی، مربی بسیار خوشقیمتی است و با چندین سال کار در ایران، شناخت خوبی از فوتبالیستهای ایرانی دارد. در کنار این موارد، او حمایتی که مارک ویلموتس را نداشت، دارد! در بین بازیکنان تیم ملی، چهرههای زیادی هستند که از دراگان حمایت میکنند. علیرضا بیرانوند، محمدحسین کنعانیزادگان، شجاع خلیلزاده، وحید امیری، علی قلیزاده و از همه مهمتر سردار آزمون چهرههای خاصی هستند که به طور علنی از دراگان حمایت کرده و حضور در جام جهانی را حق او دانستهاند. بالاتر از این موضوع داستان قرارداد این مرد کروات با فدراسیون فوتبال ایران است؛ برخلاف اظهارات قبلی که عنوان میشد قرارداد او قبل از جام جهانی به اتمام میرسد اینبار رسما عنوان شده که دراگان تا پایان جام ملتها در سال ۲۰۲۳ با ایران قرارداد دارد و نمیشود در قرارداد او دست برد.
این موضوع درحالی است که میرشاد ماجدی، سرپرست موقت فدراسیون فوتبال هم با حمایت از دراگان اسکوچیچ گفته که او باید روی نیمکت تیم ملی بنشیند: «اسکوچیچ تا پایان جام ملتهای ۲۰۲۳ قرارداد دارد و نمیتوانیم مربی را که قرارداد دارد، کنار بگذاریم. قطعاً او تا پایان قراردادش سرمربی تیم ملی خواهد بود».
مخالفان حضور دراگان اسکوچیچ در تیم ملی هم برای برکناری این مربی دلایل خاصی دارند. آنها با اشاره به قرعه تیم ملی و افتادن در گروه سادهتر، گزینه «شانس» را مطرح کرده و اعتقاد دارند اگر تیم ملی در گروه دیگر انتخابی حضور داشت که تیمهای عربستان، ژاپن و استرالیا با هم مصاف میدادند کار سختی برای صعود داشت. این عده با اشاره به اینکه ضعیفترین بازیهای تیم ملی در عصر دراگان برابر کرهجنوبی، جدیترین رقیب گروه بوده، معتقدند این مربی دانش لازم برای مقابله تاکتیکی با تیمهای انگیس، آمریکا و تیمی که قرار است از پلیآف اروپا صعود کند را ندارد.
این موضوع به علاوه مبحثی است که عنوان میشود نتایج تیم ملی را نباید پای دراگان گذاشت بلکه باید آن را به ستارههای تیم ملی ربط داد که هر کدام این روزها وزنهای برای خودشان در تیمهای باشگاهی هستند. در بحث مدیریت ستارهها هم که فعلا مهمترین ستاره ایران یعنی مهدی طارمی نشان داده رضایتی از کار کردن با دراگان ندارد. او پیشتر در گفتوگو با تلویزیون بوشهر و بعدتر در توییتر کنایههای تندی را به این مرد کروات زده بود.
در کنار این موارد معمای دراگان، اما پیچیدگی بیشتری دارد که ارتباط مستقیمی با اتفاقات فدراسیون در ماههای آتی دارد؛ درست است که فعلا سرپرست گفته میخواهد با دراگان ادامه دهد، ولی اگر تغییراتی در مدیریت فدراسیون رقم بخورد آن وقت ممکن است گزینه جدید و احتمالی در پی اعمال تغییرات روی نیمکت باشد.
حالا با کنار هم گذاشتن این موارد، اما باز هم میشود به این نتیجه رسید که بخت دراگان برای نشستن روی نیمکت تیم ملی در جام جهانی زیاد است؛ اول که او قرارداد دارد، دوم مورد حمایت بازیکنان و کادر مدیریت فعلی فدراسیون است و سوم اینکه زمان زیادی تا شروع جام جهانی نمانده و شاید تغییر دراگان ریسک داشته باشد. از همه این موارد مهمتر، اما اینکه آوردن یک مربی بزرگ نیاز به دلارهای فراوان دارد که بعید است فدراسیونی که حسابش به خاطر مبالغ اندکی مسدود میشود توانایی تامین دلارهای یک مربی بزرگ را داشته باشد.