به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خطوط، برای هزارمین بار از او در مورد خداحافظیاش پرسیدند و برای هزارمین بار جواب داد: «همه حواس من فقط به تمرین است.»
راست میگوید. همه حواسش به تمرین بوده که شده «جلال حسینی». این همه تداوم اتفاقی نیست، الکی نیست، با توهینها و تهمتهای یلخی و بیپشتوانه جور در نمیآید. میتوانید جلال حسینی را دوست داشته باشید یا نه، اصلا ممکن است از بعضی غرولندهای تکراری او خسته شده باشید، اما انصاف حکم میکند اراده استوارش را تحسین کنیم.
شماره چهار، کار حرفهایاش را درست ۲۰ سال پیش در چنین روزهایی شروع کرد. وقتی او اولین بار با پیراهن ملوان در لیگ برتر پا به توپ شد، خیلی از اینهایی که «حرمت» بلد نیستند و چشم بسته فحش میدهند هنوز به دنیا نیامده بودند، مهدی عبدی سه سال داشت و وحدت هنانوف نوزاد بود. وحدت امسال در خیلی از بازیها زوج جلال شد و شگفتا که قالی کرمان، اغلب قبراقتر از او نشان میداد!
محرم نویدکیا و مهدی رحمتی، دو سرمربی لیگ برتری که دومین فصل حضورشان در این حرفه را پشت سر میگذارند، هر کدام دو سال از حسینی کوچکترند. برای لمس این تداوم حیرتانگیز، مثالهای بهتری هم هست. مجاهد خذیراوی بداقبال را یادتان میآید؟ او فقط چند ماه از جلال بزرگتر است، اما قصه تلخ فوتبالش زیر یک خروار خاک و خل به فراموشی سپرده شده، در حالی که امروز مطالبه جدی گروهی از هواداران پرسپولیس، تمدید قرارداد حسینی است؛ آنچه اگر اتفاق بیفتد، هیچ چیز عجیبی نیست.
شناسنامهها را بگذارید کنار؛ کدام مدافع کنونی سرخها فرم بهتری نسبت به کاپیتان دارد؟ وقتی پرسپولیس در فصل هجدهم دبل کرد و لیگ و حذفی را با هم گرفت، شایعه کردند حسینی بعد از جشن قهرمانی اعلام خداحافظی میکند. او، اما ماند و جام قهرمانی لیگهای نوزدهم و بیستم را هم بالای سر برد. کسی چه میداند؛ شاید اگر جلال این فصل هم بیشتر بازی میکرد، حالا به دهمین قهرمانی لیگیاش نزدیکتر بود. آیا در پایان فصل قرارداد او تمدید میشود؟ کسی نمیداند؛ اگر ماند، حضورش نعمت است و اگر رفت، تصویرش ماندگار.