صفحه نخست

اقتصاد

بانک/ بیمه/بورس

سیاست

فرهنگ/هنر

اجتماعی/امنیتی

سلامت

ورزشی

فناوری اطلاعات

چندرسانه ای

صفحات داخلی

۲۲ خرداد ۱۴۰۱ - ۱۵:۲۵
نوشتاری از «عباس دیلمی زاده»، مدیرعامل انجمن تولد دوباره
مهم‌ترین مساله‌ای که ما با آن رو به رو هستیم، این است که بسیاری از رسانه ها، دانش کارشناسی در حوزه اجتماعی را ندارند. موضوعی که «عباس دیلمی زاده»، مدیرعامل انجمن تولد دوباره در یادداشت زیر به آن اشاره دارد.
کد خبر: ۱۵۹۰۵

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خطوط؛ فقدان دانش کارشناسی و دقیق گاهی سبب می‌شود تا خبر‌ها و تیتر‌هایی که برای مطالب انتخاب می‌شود، مردم پسند و یا به عبارتی عامه پسند باشد. این اتفاق در نهایت باعث می‌شود تا مداخلاتی در سطح جامعه صورت گیرد که این مداخلات خیلی هم به نفع جامعه هدف نباشد. به هر حال این موضوع باید مورد توجه قرار گیرد، هر پیامی که می‌دهیم می‌تواند منجر به کنش و واکنش افراد زیادی شود و در بخش دیگری، می‌تواند آسیب‌های جدی به وجود آورد. با همه این‌ها یکی از نقش‌های مهمی که رسانه‌ها به درستی به آن پرداخته اند، مطالبه گری در حوزه اجتماعی است و انصافا خیلی از رسانه‌ها این روزها، تبدیل به زبان مردم شده اند و نهاد‌های مردمی را حمایت می‌کنند. با این حال اگر مطالبه گری با دیدگاه کارشناسی و علمی منطبق نباشد باز هم می‌تواند مشکلات جدی ایجاد کند.

من می‌خواهم به این موضوع اشاره کنم که ما در حوزه آسیب‌های اجتماعی در گذشته دچار افراط بودیم، یعنی اطلاعات کافی در زمینه وضع آسیب‌های اجتماعی در رسانه‌ها دیده نمی‌شد و حالا با تفریط مواجه شده ایم، یعنی رسانه‌ها به وفور به موضوعات و آسیب‌های اجتماعی می‌پردازند. این اتفاق خود جنبه‌های منفی هم می‌تواند داشته باشد که یکی از آن‌ها ترسی است که در میان مسوولان به وجود می‌آید؛ ترسی که می‌تواند منجر به واکنش‌های هیجانی و مداخلات هیجانی از سوی آن‌ها شود که در نهایت اثربخشی لازم را هم نخواهند داشت حتی می‌تواند آسیب‌های جدی ایجاد کند. من به رسانه‌ها پیشنهاد می‌دهم که برای بالا بردن میزان اثربخشی گزارش‌ها و خبر‌ها در حوزه‌های اجتماعی به ویژه در بخش آسیب‌های اجتماعی، با یکی از کارشناسان آگاه در همان زمینه مشورت کنند. یعنی رسانه‌ها در این بخش، مشاور اجتماعی داشته باشند و مطالب را قبل از انتشار با این مشاور هماهنگ کنند، تا پیامی به اشتباه منتشر نشود و دردسر‌هایی ایجاد نکند. با این همه بررسی و پرداختن موضوعات اجتماعی در رسانه ها، نسبت به گذشته شرایط بهتری پیدا کرده و برای خود من هم بسیار جالب است. یعنی برخلاف حوزه سیاسی که مداخله گری در سطوح دولتی است، در حوزه اجتماعی، رسانه‌ها خودشان می‌توانند صاحب نظریه باشند. به ویژه رسانه‌هایی که تم اجتماعی دارند.

حالا هم این اتفاق افتاده و ما شاهد هستیم که رسانه‌ها نظریه خودشان را در ارتباط با مسائل اجتماعی دارند، این همان موضوعی است که در گذشته ما با فقدان آن مواجه بودیم. به طور کلی یکی از مشکلاتی که ما در حوزه آسیب‌های اجتماعی و مداخلات هیجانی داریم این است که ما پذیرنده نظریه خاصی نیستیم و بر اساس آن هم نظریه پردازی نمی‌کنیم. اما حالا خیلی از نشریه‌ها و روزنامه‌ها با نظریه کاهش آسیب، نظریه‌هایی که در دنیا عملی می‌شود را دنبال می‌کنند. با این همه به اعتقاد من رسانه‌ها به ویژه در بخش اجتماعی باید مراقب جنبه‌های مختلف حساسیت زایی باشند. درست است که یکی از نقش‌های رسانه‌ها ایجاد حساسیت زایی است، اما توجه به این مساله خیلی مهم است که حساسیت زایی گاهی به دلیل دانش کم، می‌تواند منجر به مداخله هیجانی شود و مشکلی به مشکل قبلی اضافه کند. به هر حال هر رسانه باید خطوطی را برای خود ایجاد کند و بر اساس همان خطوط هم قدم بردارد، باید این مساله مورد توجه قرار گیرد که واکنش‌هایی که حساسیت زایی ممکن است ایجاد کند، چیست.

 

ارسال نظر