به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خطوط، در نشست «شهرسازی روی آب» که روز گذشته برگزار شد، سخنرانان نشست ضمن نقد و بررسی طرح جامع شهر تهران از افزایش حاشیهنشینی در شرایطی سخن گفتند که دولت بزرگترین مالک زمین در کشور است. به گفته کارشناسان این نشست، جمعیت حاشیهنشین کشور از ۵ درصد به ۲۵ تا ۳۰ درصد رسیده است.
دولت بزرگترین مالک زمین در ایران
سهراب مشهودی، رئیس گروه شهرسازی جامعه مهندسین مشاور در این نشست با تاکید براینکه شهرسازی به معنی تعادلبخشی بین جمعیت با فعالیتها و سکونت است و به همین دلیل اساس شهرسازی را بر جمعیت گذاشتهاند، گفت: «یکی از مباحث مؤثر بر جمعیت، آن جمعیتی است که در شهر سکونت نمیکنند که به آنها حاشیهنشین و ساکنین غیررسمی میگویند.
حدود ۶۰ سال است که در ایران این نظر حاکم است که اگر ما حاشیهنشینها را به عنوان شهروند بپذیریم، نوعی تشویق شکل میگیرد و حاشیهنشینی ادامه پیدا میکند لذا تصمیم بر این شد که این اتفاق رخ ندهد. در پی همین تصمیم، یکسری ناآرامیها قبل از انقلاب ۱۳۵۷ رخ داد. در جریان انقلاب نیز بخشی از حاشیهنشینها اقدام به پایهریزی انقلاب کردند. هماکنون گفته میشود ۱۳ تا ۱۹ میلیون حاشیهنشین داریم یعنی اسکان غیررسمی از ۴ تا ۵ درصد به ۲۵ تا ۳۰ درصد رسیده و به آنها میگوییم شما شهروند نیستید.»
او با بیان اینکه جلوگیری از تراکم شهرها بهمنظور جلوگیری از افزایش جمعیت، اصلا به یکدیگر ربطی ندارند، افزود: «ما همزمان با اینکه ۱۹ میلیون حاشیهنشین داریم، ۵/۲ میلیون واحد خالی هم داریم لذا این یک نگاه صحیح نیست. دولت ما بزرگترین مالک زمین در ایران است. حدود ۷۵ تا ۸۰ درصد زمینهای ایران، دولتی است که حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد اینها لمیزرع است و عجیب اینکه مدیریت آن بر عهده وزارت کشاورزی است.
مردم از سر اجبار ناشی از گرسنگی، خشکسالی و سرریز جمعیت روستاها به حاشیه شهرها میآیند و، چون زمینهای بایر دولتی را به آنها نمیدهند، میروند زمینهای کشاورزی شخصی را خریداری میکنند و کاملا عکس هدفی که دولت باید دنبال کند، رخ میدهد و حفاظت از اراضی به ضد خود تبدیل میشود.»
او همچنین با بیان اینکه جمعیتی که برای شهرها پیشبینی میشود در خود طرحها رعایت نمیشود، عنوان کرد: «طرح جامع تهران که در سال ۱۳۹۱ ابلاغ شد، تنها در سال ۱۳۹۲ شاهد افزایش بیش از یک میلیون و پنجاه هزار نفر بر سقف جمعیت بوده است. همین طرح توسط ۲۲ مشاور طراحی شده بود و بیشترین سعی بر طراحی آن شکل گرفته است. نکته جالبتر این است که اگر شما براساس دادههای طرح، یکسری محاسبه انجام دهید متوجه میشوید که با همین طرح، جمعیت تهران ۱۷ میلیون نفر میشود نه ۹ میلیون نفر! پس آنچه ما در شهرسازی انجام دادهایم، بنا کردن دیوار بر یک خشت کج بوده است.»
این کارشناس شهرسازی با اشاره به تعیین محدوده برای شهرها نیز بیان کرد: «به محض بستن محدوده شهر، تفاوت قیمت زمین بیرون و داخل خط به ۱۰ برابر تغییر میکند و همین عامل بیش از ۲۵ درصد از شهروندان را زیر خط فقر سکونت شهری میبرد؛ یعنی از روز اول میگوییم حدود یکچهارم این مردم در این شهر باشند؛ بنابراین ما باید این وظیفه شهرسازی را که فکر میکردیم تعادلبخشی بین جمعیت و فعالیتها است را به یک چیز دیگری تغییر دهیم که تحدید و تعیین جمعیت را کنار میگذارد.»
عضو جامعه مهندسین مشاور تاکید کرد: «من همین الان میگویم دولتی که در وعده ساخت ۴ میلیون مسکن خود موفق نبود، خیلی راحت میتواند با یک اقدام کوچک ۳/۵ میلیون واحد مسکن در دوره باقیمانده خود بسازد. به این صورت که به آن ۱۹ میلیون نفری که در زمین قولنامهای خانه ساختهاند سند بدهد تا آنها به محض گرفتن سند، وام استحکامسازی بگیرند. در پی همین اقدام شهرداریها موظف به ارائه خدمات شوند.»
فشار محیط زیستی در همه مناطق تهران
محمدجواد خسرویپور، رئیس نهاد راهبری و پایش طرحهای جامع شهری با اشاره به اینکه طرح جامع باید در معرض نقد گذاشته شود، گفت: «اگر بخواهیم واقعبین باشیم باید بگوییم حال شهر ما خوب نیست. مشکلات طرح تهران ناشی از اکولوژی مجموعه و عدم برنامهریزی بوده است. وقتی زیرساختها در شهرهای دیگر وجود ندارد، مردم به سمت تهران مهاجرت میکنند که منجر به افزایش آلودگی هوا، افزایش ترافیک، کاهش ذخایر آب، مسائل اقتصادی و مسائل اجتماعی عدیده شهر شده است. راهحل، توسعه متوازن است که توسعه پایدار را فقط در تهران نبیند.»
او ادامه داد: «شهر تهران در افق طرح جامع خود گفته بود سرانه خدمات آن براساس جمعیت روزانه ۵/۱۰ میلیون نفر تعیین شود. تهران از این افق جمعیتی فاصله زیادی نداشت و در نهایت به شهری تبدیل شد که یکسری فاکتور خاص خود را دارد. طرح شاید طرح خوبی نبود، اما همین طرح جامع نصفه و نیمه اگر درست اجرا میشد میتوانست مانع بسیاری از مشکلات حال حاضر تهران شود. تهران اکنون به روزی رسیده است که ۲۲ منطقه آن دچار فشار محیطزیستی متوسط تا زیاد شده است. این نشاندهنده این است که ما درست عمل نکردهایم و به طرح جامع دید مثبتی نداشتهایم. ما از همان ابتدا از طرح جامع عبور کردیم و آن را زیر پا گذاشتیم. طرح جامع به حاشیهنشینی و اسکان غیررسمی توجه داشت.»
رئیس نهاد راهبری و پایش طرحهای توسعهای شهر تهران در پاسخ به این سوال که نگاه نهاد به کمیسیون ماده ۵ چیست؟ خاطرنشان کرد: «کمیسیون ماده ۵ یکی از ظرفیتهای قانون است که میتوان از آن بهره برد. کمیسیون ماده ۵ همان جایی است که اگر طرحهای موضوعی و موضعی طرح جامع در آن مصوب میشد، وضع شهر بهتر میشد. کمیسیون ماده ۵ زمانی بد عمل میکند که به مصوبات بالادستی و خطوط قرمز طرح جامع عمل نمیکند.»/ روزنامه هم میهن