به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خطوط، روزنگار 11 آذر سال 1400 به شرح زیر است:
طلوع
علیرضا منصوریان فوتبال قهرمانی را از تیمهای بنیاد شهید و فجرسپاه آغاز کرد و پس از گذراندن خدمت سربازی عضو تیم پارسخودرو شد و آنگاه پیراهن استقلال را بر تن کرد. او در استقلال به شکوفایی رسید و از این تیم راهی تیم ملی شد تا صاحب 47 بازی ملی و 7 گل زده شود.
افتخارهای ملی منصوریان شامل همراهی تیم ملی در جام جهانی 1998 فرانسه است، به اضافه کسب مقام سوم جام ملتهای آسیا در سال 1996 و بهدست آوردن مدال طلای بازیهای آسیایی 1998 تایلند، ضمن اینکه با پیراهن استقلال دو قهرمانی لیگ و یک نایبقهرمانی را کسب و دو قهرمانی جام حذفی را بهدست آورده است.
علی منصوریان در سال 1387 کفشها را آویخت و وارد دنیای مربیگری شد؛ اما با وجود کار در پاس همدان، استقلال، تیم ملی، تراکتور، نفت تهران، ذوبآهن اصفهان و آلومینیوم اراک و تیمهای زیر 22 و 23 سالهها موفقیتی نیافت و حالا شانس خود را در تیم صنعتنفت آبادان دنبال میکند.
رویداد
33 سال پیش در چنین روزی، تیم ملی فوتبال ایران در نخستین بازی خود در چارچوب مرحله گروهی نهمین دوره مسابقات فوتبال جام ملتهای آسیا، موفق شد با نتیجه 2 بر صفر تیم ملی قطر را شکست دهد. این دیدار در ورزشگاه الاهلی دوحه قطر، با حضور 20 هزار تماشاگر و به قضاوت میشل وتروت از فرانسه برگزار شد و کریم باوی و فرشاد پیوس گلهای تیم ایران را زدند.
برای تیم ایران در این مسابقه احمدرضا عابدزاده، مهدی فنونیزاده، نادر محمدخانی، مرتضی فنونیزاده، مرتضی کرمانیمقدم (مجید نامجو مطلق از دقیقه 79)، جواد زرینچه، سیروس قایقران، عبدالصمد مرفاوی (محمدحسن انصاری فرد از دقیقه 82)، مجتبی محرمی، فرشاد پیوس و کریم باوی به میدان رفتند. هدایت تیم ایران برعهده شادروان پرویز دهداری بود.
غروب
زندهیاد عبدالله صوفیانی بازیکن فوتبال بود و در زمینهای خاکی بازی میکرد. او پس از تمول مالی توسط دوستانش ترغیب به تیمداری شد و با خرید امتیاز تیم کیان وارد چرخه فوتبال شد و نام تیمش را پورا گذاشت. مخفف پوست و روده ایران که کسب و کار صوفیانی تلقی میشد.
مرحوم صوفیانی انبوهی از نامداران فوتبال را به دور خود جمع کرد که از آن جمله میتوان به آشتیانی، مظلومی، مالکی، سیدعلیخانی، فنونیزاده، قلیچ، گلمحمدی، منافی، حاج خلیل، فرکی، ابراهیم خواه ، یوسفی و...اشاره کرد.
او تیمش را برای اردو به ایتالیا میبرد و بسیاری از فوتبالیها را صاحب زندگی، خانه، شغل، مغازه، اتومبیل و کار کرد؛ اما نامهربانی و ناسپاسی او را زده کرد و بعد از پنج سال عطای تیمداری را به لقایش بخشید.