به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خطوط، هفته هشتم رقابتهای لیگ برتر فوتبال ایران به پایان رسید و در 64 بازی انجام شده تنها 100 گل از خط دروازهها عبور کرده است تا میانگین 1.5 گل زده برای هر مسابقه ثبت شود.
به اعتقاد بسیاری از کارشناسان کیفیت مسابقات لیگ برتر سیر نزولی را به سرعت طی میکند و تماشای بازیها چنگی به دل نمیزند. تساویهای آزاردهنده صفر صفر زیاد شده و تیمها ترجیح میدهند اگر برنده نمیشوند بازنده هم زمین بازی را ترک نکنند. حاشیه امنیت مربیان کم است و آنها ترجیح میدهند اولویت را بر کارهای دفاعی بگذارند.
مدیران برای حفظ صندلی ریاست فشار زیادی به مربیان میآورند تا نتیجهگرایی بر هدفمندی غلبه کند و کیفیت بازیهای لیگ برتر دچار افت محسوسی شود. بخش عمدهای از گلهای به ثمر رسیده روی ضربات ایستگاهی نظیر کرنر، کاشته و پنالتی زده میشود و کارهای تیمی، شوتزنی، حرکات ترکیبی و بسیاری از روشهای متداول در فوتبال حرفهای دنیا در لیگ برتر ایران که برچسب حرفهای دارد، دیده نمیشود.
در چنین شرایطی باید حق را به دراگان اسکوچیچ داد تا فوتبالیستهای ایرانی را تاکتیکی نداند. او چارهای ندارد تا ترکیب تیمش را براساس لژیونرها بچیند و نهایتاً وحید امیری بازیکن لیگ برتری باشد که در تمام بازیها یکی از 11 بازیکن اصلی اسکوچیچ است و در دو سه دیدار بازیکنانی چون امید نورافکن، میلاد سرلک و جعفر سلمانی بازی کردهاند و البته سرلک و سلمانی فقط در بازی اول با سوریه به میدان رفتند که هر دو تعویض شدند.
لیگ برتر فوتبال ایران فاقد پویایی است و در تولید بازیکن مستعد به شدت فقیر شده تا جایی که تنها یک نماینده در تیم ملی دارد. سرمربی کروات چارهای ندارد جز اینکه به لژیونرها اعتماد کند و بهترین دلیل برای انتخابهایی که داشته نتایج بسیار خوب تبمش بوده است تا جایی که یوزهای ایرانی در یکقدمی سریعترین صعود خود در ادوار جام جهانی قرار گرفتهاند. اگر سرمربی دیگری جای اسکوچیچ بود هم حتماً تصمیمهایی مشابه میگرفت چون لیگ برتر ایران زیبا نیست و خلاقیت بازیکنان تیمها در پایینترین سطح ممکن است.
باد به دراگان اسکوچیچ حق داد و در موضوع طارمی با او، طرف سرمربی مربی کروات را گرفت. نماد بازیهای لیگ برتر فوتبال ایران دربی است و این مسابقه بیش از اندازه ضعیف و به دور از فوتبالی تماشاگرپسند بود. دو تیم در دربی 97 حتی یک موقعیت 50 درصدی هم روی دروازه یکدیگر نداشتند و از عواقب شکست میترسیدند. سرمربیگری در استقلال و پرسپولیس آن قدر اهمیت دارد که لذتی از فوتبال نبریم و ترجیح دهیم طرفداران را زجر دهیم؛ اما بازنده نشویم و جایگاه خود را روی نیمکت سرخابی حفظ کنیم.