به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خطوط، تماشای پیشرفت امیر عابدزاده از یک منظر خیلی لذت دارد؛ این که او نشان داد حتی اگر هیچکس تو را جدی نگیرد، با سختکوشی و مرارت، با پشتکار و کوشش میتوانی به جایی برسی که همه انگشت به دهان بمانند.
امیر در ۲۰ سالگی سکونشین پرسپولیس بود. علی دایی که روی نیمکت سرخپوشان نشست، وضع او بدتر شد و به کلی کنارش گذاشتند. بعدش هم نوبت به راهآهن رسید؛ جایی که او پس از ایگور ننزیج و وحید طالبلو، دروازهبان سوم تیم بود.
شاید آن روزها همه فکر میکردند این موقعیت تشریفاتی و نصفه و نیمه هم از صدقه سر اسم بزرگ احمدرضا عابدزاده نصیب تنها پسرش شده است. امیر اما برای بیرون آمدن از زیر سایه سنگین پدر خیلی زحمت کشید. او در سکوت عرق ریخت و بیهیاهو بالا رفت. گلری که پارسال با صد و اندی سیو کلیدی ماریتیمو را در لیگ پرتغال نگه داشت، امسال همان درخشش را درون دروازه پونفرادینا، در دسته دوم اسپانیا تکرار کرده است.
حالا میگویند سویا او را میخواهد؛ اما حتی قبل از این پیشنهاد هم دراگان اسکوچیچ به این نتیجه رسید که باید پیراهن شماره یک تیم ملی را بعد از ۲۰ سال به خاندان عابدزاده برگرداند. پوست امیر کنده شد تا ثابت کند یک «آقازاده» به دردنخور، از تبار کرور کرور نازپروردههای مفتخور موجود در این سرزمین نیست.
او شاید اهل جنجال نباشد، تیتر یک ندهد، شلوغ نکند و کشش رسانهای نداشته باشد، اما مصداقی ششدانگ از همنشینی صبر و ظفر است. تماشایش میکنیم، از رشدش لذت میبریم و بار دیگر ایمان میآوریم به معجزه رنج و امید. همه آنهایی را که بیصدا زحمت میکشند، به جملهای میسپاریم که خود امیر یک بار نوشته بود: «من و خدا، شما همه.»