
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خطوط؛ در روزهای بیخبر و بیاتفاق اول سال، مهمترین اتفاق حوزه فرهنگ و هنر ایران شاید خبر تولید یک اپرا بر اساس رمان بدپیشانی یکی از بزرگترین نویسندگان تاریخ ادبیات داستانی این سرزمین باشد. رمانی به نام «کلنل» از محمود دولتآبادی- که این روزها داستان سرگردانی این اثر جهانی در راهروهای وزارت ارشاد میرود که بیست ساله شود. حکایتی از عمر سوخته هنرمندان و ادیبانی که با برخوردهای سلیقهای مدیران میانی میانمایهای که از ترس صندلیشان سری را که درد نمیکند دستمال نمیبندند، دود میشود و به هوا میرود...

چندی پیش اما گفته شد که «کلنل»- که از سال ۸۲ به این سو مجوز انتشار نگرفته- اما شاهد انتشار بیشمار چاپهای قاچاقی و قلابی بوده- به شکل اپرا روی صحنه خواهد رفت. اپرایی با آهنگسازی و مدیریت سیامک فلاحی که لیبرتوی آن را آنجلیکا مسنر، لیبرتیست اتریشی اهل وین از این رمان اقتباس کرده است. درباره این اپرا فعلاً تنها این موضوع گفته شده که «کلنل» دوازده شخصیت اصلی دارد و البته با حضور چندین و چند خواننده، بازیگر، اعضای گروه کر، ارکستر بزرگ و ویدیوآرت و در کل هشتادودو نفر از اهالی هنر همراهی خواهد شد. اجرای اپرایی بر اساس رمان «کلنل» شاید تنها خبر رسمی خوبی باشد که محمود دولتآبادی در قرن گذشته- در آخرین روزهای قرن، البته- درباره «کلنل»اش شنید، که البته همان هم اجرایی شدنش به سال و قرن جدید موکول شده است.
مصائب کلنل
بقیه اخبار درباره «کلنل» اما تلخ و سیاه بوده و حاکی از بدبیاری و بدفرجامی. رمانی با نام اصلی «زوال کلنل» که دولتآبادی در سال ۱۳۸۲ به نشر «چشمه» سپرد، تا کتابی را که به قولی حوالی دهه 60 نوشته بود، روی قفسه کتابفروشیها ببیند. «کلنل» اما در گذر سالها تنها اتفاقی را که تجربه کرد، اصلاحیههای مختلف سه رقمی و دو رقمی بود- که نویسنده انجام داد، اما کتاب منتشر نشد که نشد. حتی شش سال بعد، یعنی در سال ۸۸ هم- که قرار بود وزارت ارشاد همزمان با انتشار ترجمه آلمانی «کلنل» به نسخه فارسی رمان هم مجوز انتشار بدهد، این اتفاق نیفتاد و در نتیجه ترجمه آلمانی به تنهایی به چاپ رسید- که همین هم به رغم اتفاقات خوبی مانند نامزدي دولتآبادی در جايزه بينالمللي ادبيات خانه فرهنگ برلين و بوکر آسیا، مقدمه یک سری اتفاقات تلخ دیگر شد. از جمله انتشار نسخهای از کتاب با ترجمهای سردستی و ضعیف از نسخه آلمانی یا انگلیسی «کلنل» با شکل و شمایلی که مشخص بود سودش تنها و تنها به دلالان خواهد رسید. این نسخه که به گفته شماری از فعالان عرصه کتابهای کمیاب رکوردهای زیادی در زمینه تکفروشی کتاب جابجا کرده، پایان رسمی کار «کلنل» در ایران بود. اتفاقی که باعث شد خود دولتآبادی آن را در ایسنا «یک بازی کثیف» نامیده و «کلنل» را «یک ترجمه جعلی و تحریفشده» عنوان کند. حالا در اولین روزهای قرن محمود دولتآبادی درباره رمانی که به آلمانی و انگلیسی و فرانسوی و ایتالیایی ترجمه شده و موفقیتها و جوایز مهمی چون نامزدی در جایزه بوکر آسیا را نیز در کارنامه دارد، تنها و تنها میتواند دلش را خوش کند به اجرای صحنهای و اپرایی آن- و دیگر هیچ.