
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خطوط ؛ هادی حجازیفر که این روزها فیلم «موقعیت مهدی» با کارگردانی و بازی او با استقبال مخاطبان و اهالی سینما مواجه شده؛ در گفتگویی به بهانه آغاز سال نو، خاطراتی از دوران همکاری با ابراهیم حاتمیکیا در فیلم «به وقت شام» روایت کرده- و گفته که ابراهیم حاتمیکیا در مقام کارگردانی به شدت مستبدانه عمل میکند.
حجازیفر که امسال در جشنواره با فیلم «موقعیت مهدی» توجهات زیادی به خود و تواناییهایش جلب کرد، میگوید که به دلیل اخلاق و رفتار خاص خودش و ابراهیم حاتمیکیا همکاریشان در فیلم «به وقت شام» خاطرات خوبی برایشان نساخته است.
به گفته هادی حجازیفر، کارگردان «موقعیت مهدی»- که بعد از اکران، در قالب سریال از تلویزیون روی آنتن خواهد رفت؛ «حاتمیکیا در کارگردانی به شدت مستبد است». این بازیگر میگوید که ابراهیم حاتمیکیا در فیلم «به وقت شام» یک جنس بازی خاص از او میخواست که به عقیده حجازیفر «به شدت اغراقآمیز بود». «تفاوت سلیقهمان چنان زیاد بود که گفتم اصلا من را برای چه آوردید»؟
هادی حجازیفر به جنبههای دیگری از نوع فیلمسازی ابراهیم حاتمیکیا هم اشاره کرده است: «دستیارهای ایشان فضایی راه میانداختند که نمیتوانستی با کارگردان حرف بزنی. خلاصه ارتباط عاطفی میان ما شکل نمیگرفت».
حجازیفر میگوید که «حاتمیکیا آدم خوب و رکی است که مغز و قلبش به لبهایش متصل است. در واقع آدم مصلحتاندیشی نیست، اما کار کردن با او برای بازیگری که میخواهد بازی رئالیستی داشته باشد یک کابوس تمامعیار است».
هادی حجازیفر خاطرهای بامزه از این همکاری پرتنش هم روایت کرده است: «در روز چهارم کار بود که گفتم تا با آقای حاتمیکیا حرف نزنم، گریم نخواهم شد. تا این که بالاخره ابراهیم حاتمیکیا آمد و من هم به ایشان گفتم بیخیال من شوند. گفتم الان که فقط چهار روز فیلمبرداری کردهاید و فرصت جبران است، یک نفر دیگر را جای من بیاورید. در واقع گفتم که دیگر نمیتوانم و کشش ادامه کار را ندارم. اما حاتمیکیا گفت به من اعتماد کن- و کردم. اما روز دهم در چشمهایش میخواندم که توی دلش میگوید چه غلطی کردم تو را عوض نکردم»!
البته حاصل همکاری ابراهیم حاتمیکیا و هادی حجازیفر در فیلم «به وقت شام» قابل قبول و قابل دفاع از کار درآمده؛ اما ظاهرا هر دو دوران پرتنشی در روزهای همکاری پشت سر گذاشتهاند. حجازیفر میگوید: «ما چهارماه با دعوا و بحث با هم کار کردیم و همه تیم اضطراب میگرفتند، وقتی ما با هم چشم در چشم می شدیم.