
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خطوط، بازخوانی تعالیم اسلام در ابعاد زندگي انسان (فردي، اجتماعي، دنيايي، اخروي، مادي و معنوي) نشان از آن دارد که انسان، موجودي رها شده نيست تا همانند برخي حيوانات تمام همت او خوردن و پر كردن شكم باشد و خود را در برابر هیچکس پاسخگو نداند؛ بلکه افزون بر عقل و خِرد، خداوند متعال وظايفي را براي او تعیین فرموده است تا با عمل به آنها، سعادت دنيا و آخرت را به دست آورد.
بر اساس آموزه های الهی خداوند متعال در مقابل هر نعمتي، مسئوليتي را نيز بر عهده انسان قرار داده است و به ميزان مسئوليت، از انسان بازخواست خواهد نمود. خداوند متعال در سوره تکاثر می فرماید: ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعيمِ (تکاثر: 8) سپس در آن روز (همه شما) از نعمتهايى كه داشته ايد، بازپرسى خواهيد شد.
اهمیت این مسئله به اندازه ای است که قرآن کریم پس از آنکه تأکید می کند که از آنچه به آن آگاهى ندارید، پيروى نکنید، می فرماید: إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلاً (اسراء: 36) چرا كه گوش و چشم و دل، همه مسئولند.
اگر انسان این آیه شریفه را در مقابل دیدگان خویش قرار دهد از گوش دادن به غیبت، تهمت، موسیقی های حرام و ... بپرهیزد، با زبانش آبروی افراد را به خطر نیندازد و بازار شايعات و شايعهسازان را داغ و پر رونق نكند، قضاوتهاى عجولانه نکرده و مردم را نسبت به يكديگر بدبين نسازد، هم مسئولیت خویش را انجام داده و هم زمینه رشد معنوی خویش را فراهم ساخته است. انسان باایمان چشمانش را در برابر گناه می بندد و نگاهش را در فضای حقیقی و مجازی مدیریت می کند و نه تنها از نگاه حرام دوری می کند بلکه از چشم چرانی و نگاه دزدانه که کسی متوجه آن نمی شود، نیز دوری می کند چرا که معتقد است خداوند نگاه های مخفی را نیز می بیند چنانکه قرآن کریم می فرماید: يَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَ ما تُخْفِي الصُّدُور (غافر: 19) او چشمهايى را كه به خيانت مىگردد و آنچه را سينهها پنهان مىدارند، مىداند.
امام صادق علیه السلام درباره معنای این آیه می فرماید: أَ لَمْ تَرَ إِلَى الرَّجُلِ يَنْظُرُ إِلَى الشَّيْءِ وَ كَأَنَّهُ لَا يَنْظُرُ إِلَيْهِ، فَذَلِكَ خَائِنَةُ الْأَعْيُنِ (تفسير الصافي، ج4، ص 338) آيا نديدهاى گاه انسان به چيزى نگاه مىكند اما چنين وانمود مىكند كه به آن نگاه نمىكند؟ اين نگاههاى خيانتآلود است.
البته نگاه هایی که معنویت را از انسان دور می کند، تنها به نگاه به نامحرم خلاصه نمی شود و اشاره با چشم با هدف تحقير يا عيبجويى از ديگران و... را نیز شامل می شود.
گفتنی است حس مسئولیت، گاه در برابر خودِ انسان است به این معنا که انسان باتقوا، همواره يك پليس معنوى را در درون جان خود حاضر مىبيند و در خلوت و تنهايي همانند زماني كه در منظر ديگران است، در انجام تعهدات و مسئولیتهای خويش كوتاهي نمیکند و به گرد گناه نمی چرخد و گاه حس مسئولیت و تعهد در برابر افراد و محيط پيرامون خويش است و به همین خاطر انسان متعهد و مسئولیت پذیر توجه و رسیدگی به خانواده، پدر و مادر، جامعه انسانی مثل نیازمندان، همسایگان و... را یک مطالبه الهی می شمرد.
انسان مسئولیت پذیر نه تنها حلال و حرام خداوند را می شناسد و از خطوط قرمز الهی عبور نمی کند، بلکه تلاش می کند با زبان نرم و مهربانانه اعضای خانواده را نیز به مسیر درست هدایت کرده و از کجروی و مسیر انحراف برهاند. به همین خاطر قرآن کریم به سرپرست خانواده دستور میدهد:
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْليكُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ عَلَيْها مَلائِكَةٌ غِلاظٌ شِدادٌ لا يَعْصُونَ الله ما أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ (تحریم: 6) اى كسانى كه ايمان آوردهايد خود و خانواده خويش را از آتشى كه هيزم آن انسانها و سنگهاست نگهدارید؛ آتشى كه فرشتگانى بر آن گمارده شده كه خشن و سختگيرند و هرگز فرمان خدا را مخالفت نمىكنند و آنچه را فرمان داده شدهاند (بهطور كامل) اجرا مىنمايند.
این آیه شریفه به این نکته مهم اشاره دارد که اولاً صِرف ايمان بدون عمل كافى نيست و حفظ آن از خطرات و آسيبها نیز نیازمند مراقبت دائمی است و ثانیاً تعبير به «قُوا» (نگاه داريد) اشاره به اين است كه انسان در برابر خانواده خویش نیز مسئولیت دارد و نباید آنان را به حال خود رها كند.
بر پایه این آیه شریفه تعليم، تربيت، امربهمعروف، نهى از منكر و فراهم ساختن محيطى پاك و خالى از هرگونه آلودگى، در فضاى خانه و خانواده از جمله وظایف سرپرست خانواده است و والدین وظیفه دارند تا با رفتار و گفتار خویش روح معنوی را در خانواده گسترش دهند.
حس مسئولیت و انجام وظیفه مسیری است که انسان را به معنویت هدایت نموده و از بسیاری از کج روی ها و لغزش ها و نابهنجاری ها جلوگیری می نماید.
معنویت و دوری از یأس و نومیدی
در زماني كه مکتبهای مادى اینگونه القاء میکنند که اصالت با زندگی دنیوی و لذت و نفی آخرت است و پس از این زندگی مادی نابودی و نیستی است و حقیقت زندگي را همانند قطاري می دانند كه رو به نابودى مىرود حال درون اين كوپه بنشينم يا درون آن كوپه؛ بر اساس چنین دیدگاهی اگر انسان نهایت زندگی دنیا را مرگ و نابودی بپندارد هیچ انگیزه ای برای امور معنوی همچون احسان مال، ایثار جان، دستگیری و کمک به دیگران و... ندارد و امید به آینده رنگ می بازد و جای خود را به یأس و نومیدی می دهد. در مقابل دين مبين اسلام زندگی آدمی را در حرکت و جریان دانسته و بازایستادن از سیر و حرکت و قطع امید از هر گونه گشایش را منتفی می داند. كسى كه به علم و قدرت و رحمت خداوند اطمينان دارد، هرگز مأيوس نمىشود چون بر این باور است که هر کار کوچک و بزرگ ثبت و ضبط می شود و در این جهان و آن جهان به انسان برگردانده می شود. قرآن کریم در آیه 16 سوره لقمان می فرماید: يا بُنَيَّ إِنَّها إِنْ تَكُ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَكُنْ في صَخْرَةٍ أَوْ فِي السَّماواتِ أَوْ فِي الْأَرْضِ يَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطيفٌ خَبيرٌ؛
پسرم! اگر به اندازه سنگينى دانه خردلى (كار نيك يا بد) باشد، و در دل سنگى يا در (گوشهاى از) آسمانها و زمين قرار گيرد، خداوند آن را (در قيامت براى حساب) مىآورد؛ خداوند دقيق و آگاه است
کسی که ارتباط خود را با خداوند متعال قطع نمی داند در ناملایمات زندگی، نه تنها احساس یأس و ناامیدی نمی کند بلکه هیچ نگرانی نسبت به آینده ندارد: أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُون (یونس: 62) آگاه باشيد (دوستان و) اولياى خدا، نه ترسى دارند و نه غمگين مىشوند.
برای روشن شدن مطلب فرض كنيد دو کشتى با شمارى سرنشین در اقیانوسى در حرکت است. سرنشینان یکى از این دو امیدوارند دیر یا زود کشتى در کناره اقیانوس پهلو بگیرد، اما مسافران کشتى دیگر، به عللى از پهلو گرفتن کشتى در ساحل قطع امید کردهاند و بر این باورند که دیر یا زود امواج اقیانوس آنان را خواهد بلعید و به کام مرگ فرو خواهد برد. آیا کردار و واکنشهاى این دو دسته یکسان خواهد بود؟
انسان در مسير زندگى همانند مسافران آن دو کشتى است که در اقیانوس بىکران دریاى دنيا در حرکتاند. آنان که زندگی را به همین چند روزه دنیا محدود مىدانند و بر این گماناند که با سپرى شدن آن، چیزى جز نابودی و نیستى در انتظارشان نیست، مانند سرنشینان کشتىاى هستند که راه بهجایى نمىبرند و مرگ در انتظارشان است. اینان از اینکه پا به عرصه هستى خانواده گذاشتهاند گله دارند و مىگویند: ایکاش به دنیا نمىآمدیم، ازدواج نمىکردیم و...؛ همانگونه که آنان مىگفتند: ایکاش بر کشتى سوار نمىشدیم.
چنين افرادی به علت توجه به زندگی و عدم نگرش به اهداف متعالى انساني به کارکردهاى محدود زندگى بسنده مىکند و بر اثر بىهدفى امیدی به آینده ندارند و در برابر هر مشكل و سختي آرزوي مرگ ميكند چرا كه مرگ را پايان زندگي ميداند.
اما کسانی که به خدا و دینداری و معنویات معتقدند و اهداف پایدار این جهانی و آن جهانی باور دارند، از زندگی مایوس و ناامید نیستند و در برابر مشکلات و سختی ها استقامت می ورزند و در برابر خطاها و اشتباهات به رحمت و غفران پروردگار امیدوارند و معتقدند که تنها گمراهان از رحمت خداوند مایوس و ناامید می شود چنانکه قرآن کریم می فرماید: قالَ وَ مَنْ يَقْنَطُ مِنْ رَحْمَةِ رَبِّهِ إِلاَّ الضَّالُّونَ (حجر: 56) گفت: «جز گمراهان، چه كسى از رحمت پروردگارش مأيوس مىشود؟!». علامه طباطبایی در ذیل این آیه به این نکته اشاره می کند که از این آیه فهمیده می شود كه نوميدى از رحمت پروردگار از خصائص گمراهان است.
بنابر این انسانی که به خداوند متعال امید داشته باشد بیشترین سختی ها و مصیبت ها را تحمل می کند اما هیچگاه دچار یأس و نومیدی نمی شود چون تمامی رویدادهای زندگی اش را در پیشگاه و منظر خداوند متعال می داند و از زندگی قطع امید نمی کند. به همین خاطر است که سالار شهيدان حضرت امام حسين7 در صحنة كربلا، هنگامىكه بعضى از عزيزانش با بدترين صورت، شربتِ شهادت را نوشيدند، فرمود: هَوَّنَ عَلَيَّ مَا نَزَلَ بِي أَنَّهُ بِعَيْنِ اللَّهِ (بحارالأنوار، ج 45، ص 46) همين كه مىدانم اين امور در برابر ديدگانِ پروردگار انجام مىگيرد، تحمل آن بر من آسان است.
مخفی نیست که هر امیدی ارزشمند نیست بلکه امیدی ارزشمند و بر معنویت انسان می افزاید که به منبع وحی یعنی خداوند متعال متصل باشد و الا امید به غیر خداوند بر ذلت و گمراهی انسان می افزاید. در روایت است که خداوند متعال سوگند می خورد كه اميد كسى كه به غير او تكيه كند، نااميد خواهد شد. پيامبر خدا صلی الله علیه و آله نقل مىكند كه خداوند عزّ وجلّ در يكى از وحىهاى خود به يكى از پيامبرانش فرمود:
ِ: وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي لَأُقَطِّعَنَ أَمَلَ كُلِ مُؤَمِّلٍ غَيْرِي بِالْإِيَاسِ، وَ لَأَكْسُوَنَّهُ ثَوْبَ الْمَذَلَّةِ فِي النَّاسِ، وَ لَأُبَعِّدَنَّهُ مِنْ فَرَجِي وَ فَضْلِي... (الأمالي طوسي، ص 584)
به عزّت و جلالم سوگند كه اميد هر كس را كه به غير من اميد بندد، به يأس بدل مىكنم و در دوزخ، جامه ذلّت بر او مىپوشانم و از گشايش و فضل خود دورش مىگردانم.
خلاصه آنکه یکی از قوىترين ابزار براى مبارزه با مفاسد اخلاقی به ویژه یأس و ناامیدی، معنويت و اعتقاد به قدرت بىپايان خدا است. اتصال به قدرت الهی مىتواند بهترين تكيهگاه معنوى و روانى براى انسان در برابر حوادث سخت زندگى باشد، و به او اميد و توان بخشد و يأس، دودلى، تحيّر و سرگردانى را از او دور سازد.