
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خطوط ؛ در سالروز درگذشت استاد حمید سمندریان؛ پیام دهکردی مهمترین دلیل تبدیل حمید سمندریان به این «حمید سمندریان» اسطورهای را مدیون و مرهون عوامل و دلایل بسیاری میداند.
او میگوید: «برای اینکه آدمی تبدیل به یک چهره ماندگار شود، عوامل و دلایل زیادی از جمله بزنگاههای تاریخی و سیاسی و اجتماعی باید دست به دست هم دهند و مسیر حرکت آن فرد را به سوی اوجگیری رقم بزنند. در کنار این عواملی که برشمردم، خود شخصیت و به اصطلاح پرسونای خود آن فرد، یعنی تشخص و شخصیت و البته آرمانهایی که آن فرد دارد، این روند را تشدید میکند. در مورد حمید سمندریان این بزنگاه تاریخی در دهههای بیست تا پنجاه پیش میآید- که زمان رشد حمید سمندریان است. مقطعی که در همه حوزهها، از جمله ادبیات، شاهد جوشش و اتفاقات بسیار نافذ و موثر هستیم»...

پیام دهکردی فاصله دهه بیست تا پنجاه را دوران بروز و ظهور غولها مینامد. به گفته او «در این دوره مثلا در ادبیات با چهرههایی مانند فروغ فرخزاد، احمد شاملو، مهدی اخوان ثالث و خیلی آدمهای بزرگ دیگر طرف هستیم. در دنیای تئاتر هم میتوان حمید سمندریان را در مرتبهای مشابه با آن بزرگان در نظر آورد. یا در سینما با بهرام بیضایی و ناصر تقوایی و مسعود کیمیایی و داریوش مهرجویی میشویم. شرایطی که باعث میشود این چهرهها تبدیل شوند به چهرهای جامعالاطراف و بسیار محکم که پا را از کنشگری فراتر گذاشته و خودشان تبدیل به یک کنش میشوند».
پیام دهکردی درباره تاثیر حمید سمندریان بر تئاتر ایران میگوید: «حمید سمندریان بعد از این که به ایران بازمیگردد، دریچهای جدید به روی تئاتر ایران باز میکند به سوی تئاتر روز جهان- و پدر کارگردانی تئاتر نوین ایران لقب میگیرد. فردریش دورنمات و بسیاری دیگر از نویسندگانی که تا آن زمان برای جامعه ایرانی شناخته شده نبودند، به مدد حرکتها و فعالیتهای حمید سمندریان معرفی میشوند و افزون بر آن نوع نگاه خاصی که سمندریان در کارگردانی دارد، این امر را تشدید میکند و راه جدیدی به روی تئاتر ایران باز میکند. او که فرزند زمانه خودش است، از همان آغاز فعالیت و به عبارتی از همان قدمهای نخستین او در کارگردانی، تا آخرین کارش "ملاقات بانوی سالخورده" از فردریش دورنمات این ویژگی با زمان و در زمان بودنش را با خود داشت و همین هم یکی از رازهای موفقیتش بود».
پیام دهکردی درباره میراث بزرگ حمید سمندریان برای تئاتر ایران میگوید: «یکی از شاگردان آقای سمندریان گفته همانقدر که تئاترهای سمندریان میراث او محسوب میشوند، شاگردانش را هم میتوان میراث استاد برای آیندگان قلمداد کرد. استاد سمندریان باور داشت که این تنها شیوه موجود و امتحان پسداده برای تداوم حرکت تئاتر است و باعث میشود این درخت همواره پرشکوفه و پویا و پایا باقی بماند. در واقع حمید سمندریان را نمیتوان از آموزش و آموزگار بودن جدا در نظر گرفت. او یک معلم به معنای کامل کلمه بود. معلمی که به نسلهای گوناگونی آموزش داده بود، از عزتالله انتظامی، تا رضا کیانیان و من و نسل من و حتی نسل بعد از من- که از آقای سمندریان بهره برده بودیم. این موضوع دیگر عاملی است که موجب میشود حمید سمندریان و جایگاهش قدرت و قوام بیشتری بگیرد. در واقع این زمینه هم در کنار قدرت و نوجویی او قرار میگیرد و روزنهای دیگر میشود برای پیشرفت تئاتر در ایران. در واقع زمانی که سمندریان متد آموزشی خودش را پایه میریزد، تئاتر ایران هنوز دست به گریبان متدهای گذشته است و از این نظر است که میگویم شخصیت جامعالاطراف سمندریان از جنبههای مختلفی به تئاتر این سرزمین سود رسانده و در حقیقت تئاتر را پیش برده است».