۰۵ مرداد ۱۴۰۱ - ۲۰:۵۱
خطوط در سیزدهمین سال‌روز درگذشت موفق‌ترین مدیر سینمایی بعد از انقلاب بررسی می کند؛

آخرین بازمانده!/سینمای ایران ظرفیت درک او را نداشت!

آخرین بازمانده!/سینمای ایران ظرفیت درک او را نداشت!
امروز سیزدهمین سال‌روز درگذشت زنده‌یاد سیف‌الله داد است. نویسنده و کارگردان فیلم‌هایی چون «باز باران»، «کانی مانگا» و «بازمانده»- که البته مهم‌ترین کارش در سینمای ایران مدیریت سینما در سال‌های 1376 تا 1379 بود. دوره‌ای که به دوران طلایی سینمای ایران معروف است- و نام سیف‌الله داد بر تارک آن می‌درخشد که خیلی‌ها از او به عنوان موفق‌ترین مدیر سینمای بعد از انقلاب نام می‌برند...
کد خبر: ۱۸۹۶۵

آخرین بازمانده نسل مدیران آگاه!

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خطوط ؛ سیف‌الله داد سیزده سال پیش در چنین روزی بعد از یک دوران طولانی درگیری با بیماری سرطان در سن ۵۳ سالگی درگذشت. تهیه‌کننده، فیلم‌نامه‌نویس و کارگردان سینمای ایران که بعد از یک دوره ریاست هیئت مدیره خانه سینما بین سال‌های ۱۳۷۴ تا سال ۱۳۷۶ به عنوان معاون امور سینمایی وزارت ارشاد بین سال‌های ۱۳۷۶ تا سال ۱۳۷۹ انتخاب شد و به دلیل کارهای او از جمله حذف پروانه ساخت بود که بسیاری این دوره را دوران طلایی سینمای ایران می‌دانند...
 
نقش و تاثیر داد
 
نقش و تاثیر سیف‌الله داد در سینمای ایران البته منحصر به دوره مدیریتش نبود و او به عنوان فیلمساز نیز قله‌هایی در تاریخ سینمای بعد از انقلاب به نامش دارد. از جمله دو فیلم «کانی مانگا» و «بازمانده»- که اولی یک اکشن جنگی است که در زمان اکران چنان مورد توجه سینمادوستان قرار گرفت که رکورد طولانی‌ترین اکران در تاریخ سینمای ایران را با پانزده سال نمایش مستمر در اختیار دارد و دومی نیز داستانی درباره روزهای اول شکل‌گیری اسرائیل بر اساس داستانی از غسان کنفانی نویسنده فلسطینی روایت می‌کند که هنوز و هم‌چنان، حدود سی سال بعد از ساخته شدن، بهترین فیلم سینمای ایران درباره مساله فلسطین شناخته می‌شود...
 
از زبان علیرضا زرین‌دست
 
عليرضا زرين‌دست که در سمت مدير فيلمبرداری در ساخت فیلم «بازمانده» نقش داشته؛ به خطوط می‌گوید که «بازمانده به عنوان یکی از آثار ماندگار و زيبای سینمای سی سال اخیر ایران، موفقيت و تاثیرگذاری‌اش را تا حد زیادی مدیون و مرهون شخصيت ظاهرا خشن اما عمیقا معصوم و دوست‌داشتني سيف‌الله داد است».
به گفته علیرضا زرین‌دست، فیلمبردار صاحب‌سبک و درجه یک سینمای ایران؛ «سیف‌الله داد معصوميت خاصي داشت- و همین هم بود كه او را دوست‌داشتني، جذاب و محترم مي‌كرد. شخصیت خاصی که باعث می‌شد ما همگی در گروه فيلمبرداری به او احترام بگذاریم».
درباره سیف‌الله داد که گفته می‌شود سالیان زیادی در حال جنگیدن با سرطان بوده؛ زرین‌دست خاطره‌ای از روزهای تولید «بازمانده» را روایت می‌کند که حکایت از این می‌کند که او در زمان ساخت آن فیلم نیز دچار و درگیر بیماری بوده است. زرین‌دست در این زمینه می‌گوید: «يادم مي‌آید روزی فیلمبرداری "بازمانده" تعطيل شد و آن روز سیف‌الله داد مثل يك كودك خوشحال بود، چون بارها به‌مان گفته بود که بيمار است، ولی ما حال او را درک نمی‌کردیم و تا حد زیادی احساس مي‌كرديم که دارد اغراق مي‌كند. با این حال شادی بی‌غل و غش او از اين تعطيلي نشان داد که به رغم جایگاه سیف‌الله داد به عنوان یک كارگردان درجه يك و درخشان كه كارهایش در خاطره سينمای ايران مي‌مانند، او در تمام زواياي شخصيت‌اش معصوم و کودک‌وار بود و همین هم او را تبدیل به سینماگری یکه و یگانه در سینمای ایران کرده است».

آخرین بازمانده نسل مدیران آگاه!
سیف‌الله داد در نگاه علیرضا داودنژاد
 
علیرضا داوودنژاد کارگردان سینما نیز سیف‌الله داد را یکی از چهره‌های ماندگار سینمای بعد از انقلاب می‌داند که به خصوص درباره کارنامه مدیریتی‌اش حرف‌های ناگفته زیادی وجود دارد و درک و دریافت روش‌های ظریف مدیریتی‌اش می‌تواند ایران را صاحب یک سینمای بومی و ملی کند.
داوود نژاد درباره دوران مدیریت سیف‌الله داد در معاونت سینمایی وزارت ارشاد می‌گوید که «آقای داد از آخرین نسل مدیرانی بود که سینما و تولید و توزیع  را می‌شناخت و در عین حال از نظر تئوریک نیز چشم‌اندازی روشن از سینمای ملی و بومی داشت».
علیرضا داوودنژاد با اشاره به توجه وافر سیف‌الله داد به مسایل صنفی؛ می‌گوید که «متاسفانه سینمای ایران ظرفیت لازم برای درک و همکاری با او را نداشت و البته اگر هم چنین درک و فهمی وجود داشت، بسیاری به دلیل منافع شخصی و وابستگی‌های جناحی با هدف ویران کردن سینما از آن چشم‌پوشی کردند».
داودنژاد ضمن تاکید بر این که «اظهارات من به این معنی نیست که به کار او انتقادی وارد نیست» می‌گوید: «دو نوع گرایش موجب شد سیف‌الله داد در تنگنا قرار گیرد؛ اولی گرایشی بود که سینما را در انحصار خود می‌خواست و دیگری هم گرایش افرادی بود که اساسأ با سینما مخالف بودند- و این خود از دو چیز سرچشمه می‌گرفت: یکی مخالفت کور و ظاهرأ اعتقادی ارتجاعی بود و دومی هم تعمدی بود که برای ویران کردن سینمای ایران وجود داشت»...

آخرین بازمانده نسل مدیران آگاه!

ارسال نظر
captcha
آخرین اخبار