۱۶ مرداد ۱۴۰۱ - ۱۵:۱۲
تعداد بازدید: ۱۳۹۴۱۲
مهم نیست که چه کسی چه می‌گوید. مهم نیست که چرا بعد از هزار و چهارصد و اندی سال وقایع عاشورای حسینی را چگونه تحلیل کنند. مهم نیست که مراسمی سنتی برگزار شود و یا ظاهری نوین داشته باشد.
کد خبر: ۱۹۶۸۴

باطن و ظاهر عاشورای حسینی 

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خطوط، مهم نيست که عزاداران حسيني و شيعيان مورد تکفير و لعن داعش، القاعده و يا طالبان قرار بگيرند.

مهم اين است که آن اتفاق و حماسه بزرگ رخ داده و هيچ راوي و تاريخ نويسي منکر آن نيست. و آن اتفاق ديگر تکرار نشده و هيچ ملتي و امتي در طول تاريخ شاهد حماسه اي با آن کيفيت، پيام و تأثيرگذاري نبوده است.

حال اگر آن حماسه حسيني اتفاق نمي افتاد ما شيعيان مدعي اسلام خواهي با کدام يک از فرقه ها و مذاهب ديگر اسلامي چه دستاورد مهمي براي عرضه کردن مي داشتيم؟

عاشوراي ظاهري همان است که راويان و مداحان و روضه خوانان و سخنوران به زعم خود شاخ و برگ هايي به آن داده اند و حاشيه هاي نچسبي هم به آن افزوده و يا تصاوير ناديده اي از آن را حذف کرده اند. ما در طول تاريخ يعني از زمان ديليميان که مراسمي بدين منظور برپا شده بيشتر به ظاهر حماسه حسيني پرداخته ايم و از باطن آن يا بي اطلاعيم و يا در ظرفيت فهم ما نبوده که درک کنيم چه نيرويي در پشت آن نهضت تاريخي بوده که به اين صورت غيرقابل وصف يک انسان کامل در برابر ده هزار انسان ناباور و ناقص العقل آنچنان ايستاده که تمام هستي و تعلقات خود را در طبق اخلاص نهاده عليرغم آنکه در هر شرايطي برنده ظاهري جنگ نبوده است. حال اگر در تمامي ايام محرم و صفر عزاداري کنيم و به سر و سينه بزنيم و غمخوار عاشورائيان باشيم نه چيزي به لحاظ کمي و کيفي به امام حسين(ع) و يارانش اضافه مي کند و نه چيزي کم. آنچه تأثير مي گذارد روح شهادت طلبي و حق جويي ماست که به اين حماسه ورود کرده ايم اگر نه در ظاهر که در باطن ما آنچنان تأثير گذارده باشد که حتي آغاز راه حسين(ع) را به اراده اي باورانه شناخته و حرکت در آن را تمرين کنيم.

نخستين اراده باطني ايمان است. ايمان به معناي عقيده داشتن به خدا و اراده لايزال او و بر اين عقيده اصرار داشتن و عشق ورزيدن.

دوم، بهاي ايمان به خدا را پرداختن و به منزلت تقرب رسيدن. يعني هيچ اراده و جبري حتي فرود تير به گلوگاه فرزند 6 ماهه هم نتواند ما را از اسب جهاد پياده کند.

نمونه آن را مي توان داوطلب شدن بسيجي ها در جنگ تحميلي براي ورود به ميدان مين به منظور بازگشايي راهي که مسير کربلا را مي گشاد، جستجو کرد زيرا:

«اول ره عشق جان و سر باختن است

جان باختن است و با بلا ساختن است

اولش اين است و آخرش داني چيست؟

خود را ز خودي خود بپرداختن است...»

جان باختن عاشقانه و باورانه، مردن نيست که خلاصي از آلام را براي رفع خطر در پي داشته باشد.

جان باختن به قصد خلاصي از تعلقات و عادات حتي اگر زن و فرزند باشند و اين خاص بزرگان خدامحور است که در حد کمال به باطن خود اشراف دارند و آن را مطهر و پاکيزه از کج تابي ها کرده اند.

باطن امام حسين(ع) از باطن پيامبر(ص) و امام علي(ع) چنان مايه اي داشت که راه گريزي براي فرار از آن نمي بود. و آن باطن همان نحن اقرب اليه من حبل الوريد بود در حد کمال. حال آن باطن کجا و ما کجا؟

ما در غار ، همان سايه ها را مي بينيم و به واقعيت نور تابان آن اشراف چندي نداريم.

امام حسين(ع) يکي بود آنچنان که پيامبر اسلام هم يکي بود و امام علي(ع) هم يکي بود. و اين يکي ها با هم جمع مي شوند اما تفريق نمي شوند. مثل مخترعين و مکشفين و نوادر روزگار گذشته و حال ما نيستند که متفرق اند و با هم جمع نمي شوند.

اگر يک معيار واقعي براي تشخيص حق از باطل سراغ داشته باشيم معيار حق آن امام حسين(ع) است و معيار باطل آن يزيد و يارانش؛ حال بگرديم به دنبال امام حسين روزگارمان ببينيم پيدا مي کنيم؟ هر چند يزيديان زيادي در جهان ديروز و امروز و فرداي ما به ستمگري و ظلم اشتهار دارند.

والسلام

برچسب ها: ماه محرم
ارسال نظر
آخرین اخبار