
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خطوط ؛ پروانه بهار که نام کاملش ملکپروانه بهار بود، در غربت درگذشت. پروانه دختر ملکالشعرای بهار بود که در یک سال واندی دوران اقامت بهار در سوییس، در اوج جوانی و بیستویک سالگی تنها همراه و مراقب و یار پدر در آن روزهای سخت بیماری و دوری از وطن بود...
اعلام خبر درگذشت

اول بار غزل جمشیدی خواهرزاده ملکپروانه بهار خبر درگذشت دختر ملکالشعرای بهار را اعلام کرد. غزل با انتشار عکسی در صفحه اینستاگرامش، در کنار اعلام این خبر، شعری از آن ادیب بزرگ، ملکالشعرای بهار را نیز نقل کرد- که سروده بود: «آن شمع دلافروز از خانه من رفت، پروای گلم نیست که پروانه من رفت»...
درباره پروانه بهار

پروانه بهار با نام کامل ملکپروانه در سال ۱۳۰۷ به دنیا آمد. او پس از ملکهوشنگ، ماهملک و ملک دخت، چهارمین فرزند محمدتقی بهار ملقب به ملکالشعرا، بهار بود. پروانه البته یک برادر و یک خواهر کوچکتر به نامهای ملکمهرداد و ملکچهرزاد هم دارد- که البته مهرداد بهار، متولد ۱۳۰۸، خود نویسنده و پژوهشگری شاخص بود که در آبان ۱۳۷۳ پس از ابتلا به سرطان خون درگذشت.
پروانه بهار که سالها بود به آمریکا مهاجرت کرده بود و در زمان درگذشت نیز در آن سرزمین زندگی میکرد، دو فرزند به نامهای بابک و سودابه به یادگار گذاشته- که هر دو در آمریکا زندگی میکنند. پروانه بهار در آمریکا به تحصیلاتش ادامه داده و در رشته کتابداری فوقلیسانس گرفته بود.
پروانه بهار خاطرات زندگیاش و از جمله خاطرات سفر به سوئیس- در کنار پدر- و دیگر خاطراتی را که با پدرش داشته، در کتابی به نام «مرغ سحر: خاطرات پروانه بهار» جمعآوری و منتشر کرده- که این کتاب اولین بار در سال ۱۳۸۲ منتشر شد...
حالا با درگذشت پروانه، تنها ششمین و کوچکترین فرزند ملکالشعرا از او به یادگار مانده است: ملکچهرزاد که در تهران زندگی میکند.
درباره ملکالشعرای بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملکالشعرا بهار در سال ۱۲۶۵ در مشهد به دنیا آمده بود. او علاوه بر درخشش در عرصه شعر و ادبیات، از مهمترین نویسندگان، روزنامهنگاران و سیاستمداران اواخر دوره قاجار و دوران پهلوی به شمار میآمد.
این ادیب فرهیخته که در سالهای آخر عمر بهدلیل ابتلا به بیماری سل برای معالجه به لزن سوییس رفته بود (که داستان مراقبت تماموقت پروانه از پدر هم مربوط به همان سفر درمانی است)؛ در سوئیس قصیده «به یاد وطن» را سرود- که هنوز و همچنان با هر متر و معیاری یکی از درخشانترین آثار بهار به شمار میآید. در دوران اقامت بهار در سوییس که یک سال و چند ماه به طول انجامید، این ملکپروانه ۲۱ ساله بود که در روزهای سخت بیماری و غربت یار و همراه پدر بود.
با این حال سفر درمانی بهار به خوبی و خوشی به پایان نرسید و به عبارتی دست تقدیر با بهار ادبیات ایران همساز نبود. در واقع او که دو سال پیشتر از این سفر نماینده مجلس و مدتی نیز وزیر فرهنگ در کابینه قوامالسلطنه بود، چنان در آن مدت به تنگنای مالی افتاده بود که در نهایت ناچار شد معالجه را رها کرده و به ایران بازگردد.