
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خطوط ؛ آتشسوزی سینما رکس که به روایتی بزرگترین حمله تروریستی تاریخ تا قبل از کشتار سال ۱۹۹۰ افسران پلیس سریلانکا و حملات ۱۱ سپتامبر و به روایتی دیگر یکی از بزرگترین جنایات حکومتی تاریخ بوده؛ در تحلیلهای بسیاری مهمترین عامل برانگیختن انقلاب ۱۳۵۷ ایران و سرنگونی رژیم سلطنتی ایران قلمداد شده است. اتفاقی که از آن به مهمترین حمله علیه مظاهر مدرنیته در ایران نیز میتوان تعبیر کرد- که در تمام 44 سال بعد از وقوع بحثها و جدالهای رسانهای زیادی به وجود آورده است...
سینما رکس در وادی هنر
در سینمای ایران جز فیلم «جنایت بیدقت» چهارمین فیلم شهرام مکری- که ادای دینی است به سینما و چند روایت موازی را درباره آتش سوزی سینمارکس آبادان با هم پیش میبرد- شاهد اشارات حتی تلویحی هم به ماجرای آتشسوزی سینمارکس نیستیم. با این حال در وادی ادبیات کتابی از کریم نیکونظر به نام «سینماجهنم؛ شش گزارش درباره آدم سوزی در سینمارکس» تلاش کرده ابعادی از این ماجرا را روشن کند. این کتاب که در سال ۱۳۹۹ منتشر شده، میکوشد با بهره گیری از اسناد و روایتهای مختلف که بعضا تازگی دارد، با بیانی داستانی/مستند به نقل و شرح ماجرا بپردازد. از نقل افراد درگیر ماجرا تا گزارشهای مرتبط مانند مواضع دو حکومت پیش و پس از انقلاب...
مستند «سینهما رکس» به کارگردانی مشترک میترا مهتریان و صادق دهقانی نیز که در خلاصه داستانش آمده «٢٨ مرداد ۱۳۵۷ ساعت ۱۰ شب آبادانِ گرم یکباره داغ شد… گُر گرفت… سینما رکسش با گوزنها بر پرده و بیش از ۶۰۰ جان بیخبر از پشتِ پرده سوخت»؛ دیگر روایت این حادثه البته در قالبی مستند است...
از زبان کارگردان
مینا مهتریان یکی از دو کارگردان مستند «سینهما رکس» درباره نوع نوشتن سینهما در عنوان فیلمش میگوید: این حادثه سه نسل قبل، بعد و نسل سومی را درگیر خود کرده است. آنقدر این حادثه سینه به سینه نقل شده است که به نظرم رسید شکل نگارش عنوان فیلم در تیتراژ باید بر خالی بودن جای سینما در سینه مردم آبادان تاکید داشته باشد. شاید در هر کشوری چنین اتفاقی میافتاد، محل سینما به موزه تبدیل میشد. سینه همه آبادانیها جای خالی این «سینهما» را احساس میکند.
به گفته مینا مهتریان؛ ریشه ساخت این فیلم به سفر کارگردان به آبادان در سال ۵۶ برمیگردد: من در آن سفر خاطرهای شیرین از آبادان دارم. یادم است ما ۱۵ روز در منزل یکی از اقوام مهمان بودیم و هر شب به سینما میرفتیم و برادر من همان زمان علاقهمند به دختری آبادانی به نام گیتی شد. آنها با هم نامهنگاری میکردند اما او بعدها هیچ وقت گیتی را پیدا نکرد و من مدام فکر میکردم نکند گیتی نیز از شهدای سینما رکس باشد. گذشت تا اینکه چند سال پیش که در آبادان بودم و با برادرم صحبت میکردم او ناگهان سراغ این ماجرا را گرفت و جرقهای در ذهنم زده شد تا پژوهشی میدانی برای ساخت یک فیلم شروع کنم. با همه از نسلهای مختلف صحبت کردم اما از داشتن منابع دستم خالی بود اگرچه بعد از ساخته شدن فیلم، کتاب «سینما جهنم» کریم نیکونظر چاپ شد که به شدت تحلیل خوبی دارد.
مینا مهتریان میگوید که حادثه سینما رکس حاشیههایی دارد که اجازه نمیدهد همه با قوت دربارهاش تحقیق کنند و جلو بروند. مثلا ساواک در حادثه سینما رکس آبادان دست برده و گفته میشود همه افراد داخل سالن پیش از آتش گرفتن سینما بر اثر سمی وارد شده به سالن فوت شدهاند و گفتن حقیقت فاجعه بر خانوادهها تاثیر میگذارد زیرا دستکم میفهمند عزیزانشان با رنج و درد جان نباختهاند. سه نفر که حتی تاکنون همدیگر را ندیدهاند به این اشاره میکنند که همه مردم داخل سالن در حالتی که ابتدا سمی وارد سینما شده خفه شدهاند و بعد در آتشسوزی سوختهاند و این چیزی است که تا حالا جایی گفته نشده در حالی که میتواند به بازماندگان آرامش بدهد!
مهتریان ادامه میدهد: در همه جای دنیا شهرهایی که مصیبت میبینند یک دوره «تابآوری» عاطفی دارند که باید به مرحله «بازیابی عاطفی» و بهبود برسد اما آبادانیها همچنان در آن وضعیت اول ماندهاند.