
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خطوط ؛ ضرغامی در یک سالگی دولت ابراهیم رئیسی با نگاهی نقادانه به استقبال مسایل و مصائب حوزههای تحت مدیریتش رفت و ضمن اشاره به این که «در سالهای گذشته توجه لازم به وزارت میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری صورت نمیگرفت و اعتبارات کافی تخصیص داده نمیشد»؛ از ورود «۲ میلیون و ۹۰۰ هزار نفر» در مدت کمتر از یک سال اخیر به ایران صحبت کرد- که باعث شده «برخلاف بقیه دنیا که براساس پیشبینیهای سازمان جهانی گردشگری تا پایان سال ۲۰۲۴ به حالت عادی پیش از کرونا برخواهد گشت، ایران زودتر از پیشبینیهای سازمانهای جهانی به حالت عادی برگشته باشد».
پدیده نامیمون ناآگاهی

با این حال آنچه توجه کارشناسان فرهنگی و گردشگری را به خود جلب کرد، نه پیشرفتهای ادعایی ضرغامی، بلکه کمبودهایی بود که او در صحبتهایش بر آنها تاکید کرد- بدون این که راهی برای برونرفت از این بنبست ارائه دهد یا حتی تحلیلهایش از چرایی و چگونگی ورود به چنین بحرانهایی رنگی حداقلی از واقعیت و نشانی حداقلی از درک اصل موضوع داشته باشد. به عنوان مثال؛ وزیر میراث فرهنگی دولت سیزدهم در بخشی از سخنانش در حوزه میراث فرهنگی به «پدیده نامیمون مخزن» و «نگهداری یک سری اشیای ارزشمند در مخزن» اشاره کرد و گفت که «برای خارج کردن اشیا از مخازن و نمایش آنها نیازمند ساخت موزههای متعدد هستیم»- که این جملات انتقادات بسیاری موجب شد و صاحبنظران حوزه میراث فرهنگی این موضوع را یادآوری کردند که «مخزن در یک موزه پدیده نامبارکی نیست و در واقع بخشی از ساختار یک موزه محسوب میشود، بلکه کاهش روزافزون کیفیت موزهها و کوتاهی در تجهیز بیشتر آنهاست که باید نامیمون و نامبارک قلمداد شود».
فاصله ادعا تا عمل

عزتالله ضرغامی در ادامه با بیان اینکه «میراث فرهنگی بسیار گسترده است» گفت که «یکی از گرفتاریهای کشور نظام اداری ناکارآمد و پوسیدهای است که مثل بختک بر روی کشور افتاده و هرکاری میخواهیم پیش ببریم به علت این امر نمیتوانیم». ضرغامی در بخشی دیگر از سخنانش نیز با اشاره به وجود «بالغ بر ۳۵ هزار اثر ثبت ملی» در کشور که «بودجه مرمت و نگهداریشان تقریبا صفر است» از خیرین داخل و خارج کشور برای مشارکت در امر حفاظت و مرمت این آثار دعوت کرد. با این حال ادعاهای بعدی او درباره «وجود نیروهای ماهر و متخصص در حوزه مرمت» و «درخواست دو کشور از ایران برای انجام پروژههای مرمتیشان» جزو مواردی بود که انتقادات پرشماری به دنبال داشت. به خصوص این که هنوز چندان از حواشی پروژه مرمت گنبد مسجد عباسی اصفهان دور نشدهایم- که مرمت غیراصولی آن نه تنها نگرانی وسیعی در میان فعالان و علاقهمندان میراث فرهنگی به وجود آورد، بلکه چنان واکنشهایی را موجب شد که هیات رسیدگی به این امر در وزارت میراث دستور داد کاشیهایی که در جریان مرمت ۱۲ ساله این گنبد روی آن نصب شده جدا و مرمت مجدد زیرنظر گروه دیگری آغاز شود!
نابودی کامل معماری

اما صحبتهای ضرغامی درباره هویت معماری شهرها بیشترین توجه را به خود جلب کرد و البته با پذیرش نسبی مخاطبان نیز مواجه شد- که خود در تمام این سالها از بیسلیقگیها و کوتاهیهای این حوزه شاکی و ناراضی بودند.
عزتالله ضرغامی در این زمینه بعد از اشاره به این که «با عبور از چهل سالگی انقلاب باید در مورد معماری پس از انقلاب آسیبشناسی صورت گیرد» گفت: «در طول تاریخ چند هزار ساله ایران، هر گروه و سلسلهای روی کار آمده با تکیه بر سرپنجه هنرمندان ایرانی یک معماری مشخص را رقم زده است و حتی در دوره پهلوی هم با یک معماری روشن مواجه هستیم. اما بعد از انقلاب معماری ما به کلی نابود شد. من متوجه این خطر هستم و در معاونت میراث فرهنگی وزارتخانه برنامههایی برای این موضوع در نظر گرفته شده است. در حال تهیه طرحهایی در حوزه معماری شهری هستیم و تلاش بر این است که این آسیب را جبران کنیم».
واکنش معمار برجسته ایران
صحبتهای وزیر میراث فرهنگی به گفته معماران ایرانی باعث شد زخم کهنه معماران ایرانی و علاقمندان معماری تازه شود و به این دلیل هم بود که جریانی پرحجم از انتقاد نسبت به وضعیت فعلی معماری ایران در شبکههای اجتماعی به راه افتاد. یکی از این منتقدان سیدحمید ضیائیان آرشیتکت برجسته ایرانی بود که با اشاره به این که «انتقاد به معماری بعد از انقلاب محدود به صحبتهای اخیر ضرغامی نیست و مدتهاست که شاهد فریاد معماران از این بابت هستیم» گفت: در معماری چهل سال اخیر شاهد شکلگیری هیچ جنبش یا حتی مجموعه آثار مرتبط و هدفمندی که بتوان آنها را گویشی از نوع معماری معاصر ایران قلمداد کرد نبودهایم. به خصوص که معماران برجسته پیش از انقلاب از قبیل سیحون، فروغی، دیبا، اردلان و امانت در سالهای بعد از انقلاب با اتهام ارتباط با حکومت سابق درو شدند و باغ معماری ایران بیباغبان ماند...