به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خطوط، هشتم شهریور به نام روز مبارزه با تروریسم نامگذاری شده است. روزی که مصادف است با سالروز ترور رئیس جمهور و نخست وزیر کشورمان در سال ۱۳۶۰ هجری شمسی یعنی شهیدان محمد علی رجایی و محمد جواد باهنر.
تِروریسم Terrorisme ، در زبان فارسی از آن با عنوان وحشتافکنی، هراسافکنی، ارعابگری و دهشتافکنی نیز نامبرده شدهاست که به استفاده از خشونت یا تهدید برای دستیابی به اهداف سیاسی، مذهبی، یا ایدئولوژیک گفته میشود. تروریسم استفاده غیرقانونی از خشونت یا ارعاب است، به خصوص علیه غیر نظامیان، برای دنبال کردن اهداف سیاسی. البته در جهان امروزی، تعریف دقیقی از واژه «تروریسم» در دست نیست. به حکومتهایی که به این روش حکومت میکنند، توتالیتر (تمامیتخواه) گفته میشود.
به عبارت دیگر: به مکتبی گفته میشود که اساس روش تحمیل عقاید به دیگران را صرفاً با زورآزمایی، ترور، جنگ، اعمال خشونتآمیز، رعب و وحشت، آشوبآفرینی، عملیاتهای چریکی، کشتار جمعی، نسلکشی، شکنجه و کودتا میداند. به فرد، گروه یا دولتی که مکتب تروریسم را پذیرفته باشد و آن را جهت رسیدن به اهداف و آرمانهایش به مرحله اِعمال رسانده باشد، تروریست گفته میشود.
در روزگار نوین، تروریسم یکی از عوامل اصلی تهدید جامعه بهشمار میرود و طبق قوانین ضد تروریسم در بیشتر کشورهای جهان توسط سیستم قضایی، بزه به حساب میآید. همچنین چنانچه در جنگی علیه غیر جنگجویان مانند شهروندان عادی، نیروهای بیطرف یا اسیران جنگی به کار گرفته شده باشند جنایت جنگی به حساب میآید.
در کشور ایران ، پس از پیروزی انقلاب اسلامی دشمنان به کرات این عبارت را عملی کردن و در کوچه و خیابان مردم بیگناه را ترور و به شهادت رساندند.برخی از این ترورها کاملاً هدفمند و به منظور ضعیفتر کردن نظام جمهوری اسلامی ایران بود و بخش زیادی از آن نیز کور بوده و مردم عادی کوچه و خیابان قربانی آن میشدند. شاید بتوان ترورها را به سه گروه تقسیم کرد اول شخصیتهای کلیدی نظام مانند آیت الله سیدمحمد بهشتی، شهید محمدعلی رجایی و آیت الله مرتضی مطهری، دوم شخصیتهای شناخته شده، ولی رده پایینتر مانند شهدای محراب و ائمه جمعه نقاط مختلف کشور و سوم ترورهای کور و کشتار عموم مردم بیگناه.
انفجار در پاستور
یکی از تلخ ترین بخشهای تاریخ را میتوان به بمب گذاری در ساختمان ریاست جمهوری ، دفتر نخست وزیری اشاره کرد که منجر به شهادت رسیدن رئیس جمهور محمد علی رجایی و یارانش شد.
انفجار در دفتر نخستوزیری جمهوری اسلامی ایران در تاریخ ۸ شهریور ۱۳۶۰ ساعت ۳ عصر در تهران در خیابان پاستور و در طی برگزاری جلسه شورای عالی امنیت ملی کشور با حضور رئیسجمهور و نخستوزیر وقت صورت گرفت. در این اتفاق محمد علی رجایی رئیسجمهور و محمدجواد باهنر نخستوزیر، عبدالحسین دفتریان مدیرکل مالی اداری نخستوزیری (در اثر خفگی در آسانسور) و یک عابر در بیرون ساختمان کشته شدند. ۶ روز پس از این واقعه هوشنگ وحید دستجردی رئیس وقت شهربانی ایران که در جلسه حضور داشت نیز در اثر شدت جراحات ناشی از سوختگی درگذشت. خسرو تهرانی مسئول اطلاعات نخستوزیری، سرهنگ موسی نامجو وزیر دفاع، یوسف کلاهدوز جانشین فرمانده سپاه پاسداران، سرتیپ شرفخواه معاون نیروی زمینی، سرهنگ اخیانی معاون ژاندارمری، سرهنگ کتیبه رئیس اداره دوم ارتش و احمد وحیدی نیز در این نشست حضور داشتند که همگی با جراحاتی از این حادثه جان به در بردند.
مرتضی محمودی در تاریخ شفاهی میگوید: روز هشتم شهریور ماه 1360 حدود ظهر بود، روی فرش داخل لابی مجلس که در گوشهای جلوی پنجره پهن بود، بعضی موقعها نمایندههایی که به نماز جماعت نمیرفتند در آنجا نماز میخواندند استراحت میکردند یا روی فرشی جلسه میگرفتند. من در آنجا دراز کشیده بودم و ناگهان صدای انفجار شنیدم که خیلی برای من وحشتناک بود، وقتی شنیدم در نخستوزیری این اتفاق رخ داده است، به شدت ناراحت شدم، با وجود اینکه را رفتن برایم سخت بود، همراه با بسیاری از آقایان از کوچهای که وصل به مجلس و رو به رو نخستوزیری بود، به طرف نخستوزیری رفتیم، شعلههای آتش از آنجا زبانه میکشید و دود غلیظ از در و پنجرهها بیرون میآمد، در یکی از طبقات از قسمت جنوبی نردبان گذاشتند، آقای بهزاد نبوی را دیدم که از پنجره پایین آمد.

جوانی که محافظ من بود رانندگی هم میکرد، ایشان بیشتر ناراحت شده بود با هیجان برای کمک به نخستوزیری وارد شد، از در نخستوزیر از میان دودها به داخل ساختمان رفت، ولی چند لحظه بعد در اثر دود غلیظ و شعلهی آتش وی بیهوش شد، از پلهها به پایین افتاد و به حالت مرده بدن او را بیرون آوردند و با دادن تنفس مصنوعی حال خفگی برطرف و زنده شد. این وضعیت در آن روز واقعاً برای همه نگرانی شدیدی ایجاد کرده بود و مردم تلاش میکردند تا آتش را خاموش کنند. بمب مثل اینکه آتشزا بود. هلیکوپتر از بالا ساختمان موادی که آتش را خاموش میکند روی ساختمان نخستوزیری میریختند و کار فراوانی صورت گرفت، امّا رئیسجمهور و نخستوزیر هر دو در آتش سوختند و پیکرهای آنها را که بیرون آوردند کاملاً سوخته بودند. آنها را به داخل مجلس آوردند. مشکوک بودند آیا ایشان رجایی است، از خانم رجایی دعوت کردند که جسد همسرش را شناسایی کند - آن موقع هنوز بهعنوان نماینده مطرح نبود- جنازه را از روی دندانهای او شناسایی کردند.

ولی آقای باهنر چون عمامهی او سوخته بود و به سرش چسبیده بود مشخص بود که شهید باهنر است. در فاصلهی دو ماه از انفجار هفتم تیر این جنایت را هم صورت دادند. در این حادثه 4-3 نفر بیشتر به شهادت نرسیدند، سرهنگی به نام آقای دستجردی از شهربانی بود. بههرحال عامل جنایت فردی نفوذی به نام کشمیری و بسیار مورد اعتماد شهید رجایی بود، گفته میشد وی به وسیله آقای بهزاد نبوی و فردی که در آن موقع مسئول امنیت ملی بود به نخست وزیری دعوت شده بود. اما چقدر حقیقت دارد العهده علی الراوی.
حاج احمد قدیریان نیز درباره روز واقعه و نحوه شناسایی شهداء میگوید: «در جلسه، کیف بزرگی را به عنوان ضبط صوت یا هر چیز دیگری درست زیر پای شهید رجائی یا شهید باهنر قرار داده بودند. انفجار بهحدی شدید بود که میز، صندلی و این عزیزان سوخته و افراد حاضر در جلسه، مجروح و به این طرف و آن طرف پرت شده بودند.
تقریباً پنج الی ده دقیقه بعد از انفجار به ما اطلاع دادند. شورای فرماندهی سپاه و بعضی از افراد و شهید کلاهدوز و آقای رفیقدوست و یکی دو تا از آقایان در اوین در دفتر بنده بودند که خبر این ماجرا رسید و ما آژیرکشان آمدیم. تقریباً یک ربع طول کشید تا رسیدیم. آتش زبانه میکشید و چرخبال بالا آمده بود تا کسانی را که در ساختمان بودند از روی بام ببرد. چرخبال نتوانسته بود بنشیند و آتش به داخل سالن سرایت و به تعدادی از اتاقها رخنه کرده و آنجا را سوزانده بود.
مأموران آتشنشانی نردبامی گذاشتند و بنده و آقای رفیقدوست از دیواری که خراب شده بود بالا رفتیم. وقتی به آنجا رسیدیم دیدیم دو جنازه سوخته را در پتوی سربازی بستهاند و با طناب پایین میدهند. وقتی جنازهها را پایین بردند، بالا رفتیم و دیدیم میز و صندلیها سوخته و آتش به راهرو و یکی دو تا از اتاقها کشیده شده است. افرادی هم فرار کرده و به پشتبام رفته بودند. وقتی بالا رفتیم، آتشنشانی شلنگش را بالا آورد و شروع به خاموشکردن آتش کرد. فقط بنده و آقای رفیقدوست و افراد نیروی آتشنشانی بالا بودیم و کس دیگری بالا نبود.
پایین آمدیم و آن دو جنازه سوخته را در آمبولانس گذاشتند و به سردخانه بردند. بنده و آقای رفیقدوست به ساختمان اصلی ریاستجمهوری رفتیم و دیدیم مسئول دفترشان آقای محمدیدوست در راهپله ایستاده است. پرسیدیم: «آقای محمدیدوست! آقای رجائی و باهنر کجا رفتند؟» جواب داد: «رفتند به ساختمان.» پرسیدیم: «به همین ساختمان رفتند؟» گفت: «بله. همین جا رفتند».
عدهای را به بیمارستان برده بودند. آن دو جنازهی سوختهای که در پتو پیچیده و پایین برده بودند، آقایان رجائی و باهنر بودند. آقای رفیقدوست رفت و من به سردخانه رفتم.
قرار بود دو جنازه شناسایی شوند. خانم باهنر آمدند. کشوی سردخانه را کشیدند. صورت و پیکر سوخته بود. خانم باهنر نگاه کردند و گفتند: «نه، این آقای باهنر نیست. این سوختهها را کنار بزنید». وقتی سوختهها را از پیشانی ایشان کنار زدند، ایشان گفتند: «بله، این آقای باهنر است». خانمشان از پیشانی بلند شهید باهنر ایشان را شناختند و کنار آن کشو نشستند و گریه کردند. بعد تقاضاهایی کردند و مطالبی گفتند که بسیار سنگین بود.
پس از اینکه خانم باهنر را بردند، خانم رجائی آمدند. وقتی کشوی دوم را کشیدند، ایشان گفتند: «نه، این آقای رجائی نیست». بعد گفتند: «سوختههای صورت ایشان را پاک کنید، شاید از دندانهایش متوجه شوم.» وقتی صورت سوخته ایشان را پاک کردند، از یک دندان طلا شناختند که ایشان آقای رجائی هستند...»
در آغاز چنین تصور شد که مسعود کشمیری که آن زمان دبیر شورای عالی امنیت ملی بود نیز در این انفجار کشته شده و قطعاتی از اجساد دیگران به عنوان بازمانده جسد وی دفن شد، ولی پس از مدتی معلوم شد که وی از مرتبطان با سازمان مجاهدین و عامل اصلی انفجار بوده و به خارج از ایران گریختهاست.تیتراژ روزنامه اطلاعات در ۹ شهریور ۱۳۶۰
در جریان تحقیقات در مورد این انفجار، تنی چند از مقامات امنیتی از جمله حسن کامران، محسن سازگارا، خسرو تهرانی به ظن سهلانگاری یا خیانت، در این ارتباط دستگیر و زندانی شدند که با فرمان سید روحالله خمینی احکام آنان لغو شد. در این رابطه ۶۰ نفر از مقامات طراز اول اجرایی کشور در نامهای به سید روحالله خمینی از دستگیرشدگان شفاعت کردند و بر درستکاری آنان گواهی دادند. در همین رابطه بعدها دو نفر اعدام شدند و یک نفر به نام تقی محمدی هم در زندان خودکشی کرد.سالها بعد، مسعود دهنمکی عنوان کرد که عاملان اصلی ترور محمدعلی رجایی، همچنان در ساختار قدرت ایران، دارای سمتهایی میباشند و از این رو، وی از ترس جان خود، تمایلی به ساخت فیلم زندگینامه محمدعلی رجایی ندارد.
حضرت آیتالله خامنهای، در تاریخ ۶ تیر ۱۳۹۴ در دیدار خانوادههای شهدای هفتم تیر و جمعی از خانوادههای شهدای استان تهران بیانات مهمی را ایراد فرمودند.
ما هفده هزار شهید ترور در کشور داریم؛ هفده هزار شهید ترور! این رقم، رقم کوچکی است؟ این حرف شوخی است؟ آن کسانی که این ترورها را انجام دادند، امروز آزادانه در کشورهای غربی دارند حرکت میکنند. این ترورها، ترور چه کسانی بود؟ ترور کاسب، ترور کشاورز، ترور عالِم، ترور استاد دانشگاه، ترور مؤمن متهجّد، ترور کودکان، ترور زنان؛ هفده هزار شهید ترور، در تاریخ انقلاب اسلامی ثبت شده است. خب، این دو طرف دارد: یک طرف افشاگری نسبت به آن چهرههایی است که امروز ادّعای ضدّیت با تروریسم میکنند و این آینهای است در مقابل ادّعای باطل آنها و نشان میدهد که چقدر اینها دروغگویند، چقدر اهل دغلند، چقدر خبیثند، چقدر پستند که از تروریستهای جرّار این حمایتها را میکنند؛ درعینحال ادّعا میکنند که ضدّ تروریسم هستند و با تروریسم مخالفند؛ این یک طرف قضیّه است. یک طرف دیگر این است که یک ملّتی که هفده هزار شهید ترور داده است - غیر از شهدایی که در دفاع مقدّس داده - درعینحال مستحکم ایستاده است در خدمت انقلاب، در راه انقلاب، در مواجههی با دشمنان انقلاب. عظمت این انقلاب، عظمت این ملّت با این شهادتها ظاهر شده. این «وَ یَستَبشِرونَ بِالَّذینَ لَم یَلحَقوا بِهِم مِن خَلفِهِم اَلّا خَوفٌ عَلَیهِم وَ لا هُم یَحزَنون»،(۵) بشارت است؛ بشارتی است که به ملّت ایران دارند میدهند؛ بشارتی است که به مسلمانها دارند میدهند. این معارفی است که ما در کتابها داشتیم، در ذهنها داشتیم، این شهدای عزیز ما - این فرزندان شما، همسران شما، پدران شما - در واقعیّت خارجی، اینها را مشخّص کردند، تجسّم بخشیدند، به ما نشان دادند، به نسلهای آینده نشان دادند.

ایران یکی از بزرگترین قربانیان تروریسم در جهان
تروریسم هزاران تن از مردم بیگناه کشورمان را بعد از انقلاب به خاک و خون کشید و ایران یکی از بزرگترین قربانیان تروریسم در بین کشورهای جهان است. بعد از انقلاب ۳۵ گروهک تروریستی در کشور فعالیت داشتند که منجر به بشهادت رساندن بیش از ۱۷ هزار نفر از مردم بیگناه کشورمان شدند. شاخصترین این تروریستها سازمان مجاهدین خلق (منافقین) بودند.
صاحب نیوز در اینباره مینویسد: یکی از این وقایع تلخ ترورهایی بود که تنها چند ماه بعد از انقلاب آغاز شد و در حالی که صدام با حمایت کشورهای عربی و البته سایر کشورهای جهان به ویژه آمریکا و کشورهای اروپایی قصد تصرف ایران را داشت و همه مرزهای شمال غرب، غرب و جنوب غرب کشور درگیر جنگ با صدام بود، از داخل کشور را ناامن کرده بود.
شاه رفته بود، ۲۵۰۰ سال حکومت پادشاهی به پایان رسیده بود، ظلم به تودههای مردم توسط حکام، خوانین و مسئولان تقریباً تمام شده بود، اما ترور و به شهادت رساندن مردم، دامن کشور را رها نمیکرد. آن هم توسط انسانهایی که ادعای مسلمان بودن داشتند، اما با تفکری کاملاً انحرافی و یا شاید تنها نمایشی از مسلمانی، دست به کشتار مردم میزدند.
ترور مسئولان کشور در سالهای ابتدایی انقلاب و ناامنی داخلی همزمان با جنگ صدام
یکی از کارشناسان سازمان اطلاعات سپاه در مورد این ترورها گفته است سازمان مجاهدین در تابستان ۱۳۶۰ حدود ۳۰ هزار نیروی مسلح داشت. مهمترین ترورهای بعد از انقلاب از قرار زیر است:

۳ اردیبهشت ۱۳۵۸ اولین ترور بعد از پیروزی انقلاب رقم خورد و طی آن سپهبد محمد، ولی قرنی، رئیس ستاد کل ارتش، توسط گروهک فرقان در حیاط منزلش به شهادت رسید. وی پیش از انقلاب مدت زیادی به دلیل فعالیتهای انقلابی خود به زندان افتاد و پس از پیروزی انقلاب با حکم امام خمینی -رحمة الله علیه- به عنوان اولین فرمانده ارتش جمهوری اسلامی ایران منصوب شد.
سپهبد قرنی بلافاصله بعد از این انتصاب جمعی از افسران انقلابی ارتش را برای اداره امور ارتش گردهم آورد و منش اخلاقی این امیر انقلابی ارتش به گونهای بود که مانع از نفوذ جاسوسان و منافقان به داخل بدنه ارتش شد که به همین سبب بذر کینه از او در دل منافقین رشد کرد. وی نقش مؤثری در کنترل قائله کردستان داشت و به سبب مواضع و عملکرد انقلابی خود بسیار مورد بیمهری و آزار نیروهای چپ انقلاب مانند مهدی بازرگان، نخست وزیر وقت، قرار داشت.
۱۱ اردیبهشت ۱۳۵۸ استاد مرتضی مطهری فریمانی در تاریکی شب و هنگام خروج از جلسهای در منزل یدالله سحابی با گروهی از رجال سیاسی انقلابی، هدف گلوله یکی از افراد گروه فرقان قرار گرفت و پس از انتقال به بیمارستان طرفه درگذشت.
شهید مطهری متفکر و نویسنده و استاد حوزه و دانشگاه و از شاگردان علامه طباطبایی و امام راحل بود که فردی تأثیرگذار بر انقلاب و از رهبران فکری انقلاب بود که رهبر معظم انقلاب درباره ایشان فرمودهاند «کمتر کسی و کمتر اندیشمندی را مانند استاد شهید مطهری میتوان یافت که با این ظرفیت فکری و روحی مشغول به کار باشد. هر سخنرانیِ این شهید عزیز را میتوان یک کار تخصصی و پرمایه دانست؛ لذا شایسته است بر روی مبانی فکری و خط فلسفی ایشان کارهای زیادی بشود. آثار استاد شهید مطهری مبانی فکری نظام جمهوری اسلامی ایران است.»

۴ شهریور ۱۳۵۸ حاج مهدی عراقی از مبارزان پیشکسوت انقلاب و بازمانده گروه فدائیان اسلام که مسئول بیت امام، عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی، عضو شورای مرکزی بنیاد مستضعفان و سرپرست روزنامه کیهان بود به دست گروهک فرقان به شهادت رسید.
رهبر معظم انقلاب این شهید والامقام را این گونه توصیف فرمودند: «شهید عراقی، پیشکسوت انقلاب، سرباز قدیمی امام و اسلام و فرزند جوان عزیز فداکار او، حسام عراقی. شهید عراقی را در دو سه جمله کوتاه به یاد شما بیاورم. یکی از آن چهرههایی که برای انقلاب و اسلام میسوخت؛ جوانیش را در راه خدا داد؛ از لذتهای جوانی گذشت؛ با زندانها، سختگیریها و شدت عمل وحشیانه آن رژیم، سینه به سینه مقاومت کرد؛ همسرش و فرزندان کوچک و خردسالش را تحت کفالت خدا و به امید خدا رها کرد و مثل سرباز شجاعی در دل دریای دشمن، خودش را غرق کرد و سیزده سال بعد، آمد بیرون؛ یک چنین انسان فداکار.»
۲۷ آذر ۱۳۵۸ آیت الله دکتر محمد مفتح نویسنده، متفکر و از مبارزان پیش از انقلاب بود که در راستای روشنگری نسبت به توطئههای دشمن و همچنین خنثی سازی توطئه جدایی حوزه از دانشگاه تلاش میکرد که هنگام ورود به دانشگاه به ضرب گلوله گروهک فرقان به شهادت نائل آمد.
وی که محضر علمای بزرگی همچون علامه سید محمدحسین طباطبایی، امام خمینی، سید شهاب الدین مرعشی نجفی و ... را درک کرده بود، برای اصلاح دروس حوزه تلاش میکرد و از جمله ارائه دهندگان طرح تشکیل کمیته انقلاباسلامی برای حقاظت از دستاوردهای انقلاب بود.
اعلام آغاز مبارزه مسلحانه منافقین و به آشوب کشیدن شهرهای کشور با اقدامات تروریستی/ دهه ۶۰ خونین انقلاب
۳۰ خرداد ۱۳۶۰ در پی عزل ابوالحسن بنی صدر از ریاست جمهوری بعد از احراز خیانتهای وی با رأی عدم کفایت مجلس و حکم امام راحل، منافقین اعضای سازمان مجاهدین با اعلام رسمی مبارزه مسلحانه با حکومت، خیابانهای تهران و برخی شهرهای مهم کشور را به آشوب کشیدند و طی دو روز خسارات فراوانی را به جان و مال مردم وارد کردند.

۶ تیر ۱۳۶۰ یعنی هفت روز بعد از اعلام رسمی مبارزه مسلحانه سازمان مجاهدین، توسط این گروه با همکاری گروهک فرقان به جان آیت الله سیدعلی خامنهای، امام جمعه تهران و نماینده امام در شورای عالی دفاع، در حین سخنرانی ایشان در مسجد ابوذر از طریق انفجار بمبی که در رادیویی در مقابل آیت الله خامنهای کار گذاشته شده بود سوءقصد شد که منجر به جانبازی رهبر انقلاب شد.
۷ تیر ۱۳۶۰ یعنی روز بعد از سوءقصد به جان آیت الله خامنهای، واقعه دلخراشی رقم خورد و منافقان کوردل با انفجار دو بمب قوی در دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی در نزدیکی محله سرچشمه تهران که منجر به فروریختن این ساختمان شد آیت الله دکتر محمد بهشتی، رئیس وقت دیوان عالی کشور، و ۷۲ تن از یاران امام را به شهادت رساندند.
در این حادثه چهار وزیر، چند معاون وزیر، ۲۷ نماینده مجلس و جمعی از اعضای حزب جمهوری اسلامی به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.
شهید بهشتی از مبارزان پیش از انقلاب و متفکران حوزه و دانشگاه و از شخصیتهای کلیدی انقلاب بود. وی مؤسس جامعه روحانیت مبارز و حزب جمهوری اسلامی بوده و تلاشهای بسیاری در راستای نشر انقلاب و اسلام ناب به جهان داشت.

۱۴ مرداد ۱۳۶۰ دکتر حسن آیت، عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی، عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان قانون اساسی و نماینده تهران در دوره اول مجلس شورای اسلامی که نقش مهمی در تدوین اصول قانون اساسی و الحاق اصل ولایت فقیه به آن داشت و به گفتهای طراح سقوط ابوالحسن بنیصدر، نخستین رئیس جمهوری اسلامی ایران، بود در مرکز تهران در مسیر رفتن به مجلس توسط عدهای ناشناس ترور شد.
دکتر آیت در نطقهای خود و یادداشتهایی که مینوشت میکوشید رابطه بنیصدر با منافقین را عیان کند. یکی از کسانی که نقش مهمی در برملا شدن چهره اصلی بنیصدر ایفا کرد این شهید بزرگوار بود.
شهید آیت که میرحسین موسوی را گزینه مناسبی برای تصدی وزارت امور خارجه نمیدانست، در یکی از جلسات مجلس، به انتقاد از کابینه معرفی شده پرداخت و اعلام کرد که اسنادی از ارتباط موسوی با فراماسونری در اختیار دارد و در جلسه بعدی مجلس آنها را در اختیار نمایندگان خواهد گذاشت. اسنادی که قرار بود شهید آیت در مجلس ارائه کند بعد از شهادت ایشان مفقود شد.
ترور مسئولان کشور در سالهای ابتدایی انقلاب و ناامنی داخلی همزمان با جنگ صدام
یکی از کارشناسان سازمان اطلاعات سپاه در مورد این ترورها گفته است سازمان مجاهدین در تابستان ۱۳۶۰ حدود ۳۰ هزار نیروی مسلح داشت. مهمترین ترورهای بعد از انقلاب از قرار زیر است:
۳ اردیبهشت ۱۳۵۸ اولین ترور بعد از پیروزی انقلاب رقم خورد و طی آن سپهبد محمد، ولی قرنی، رئیس ستاد کل ارتش، توسط گروهک فرقان در حیاط منزلش به شهادت رسید. وی پیش از انقلاب مدت زیادی به دلیل فعالیتهای انقلابی خود به زندان افتاد و پس از پیروزی انقلاب با حکم امام خمینی -رحمة الله علیه- به عنوان اولین فرمانده ارتش جمهوری اسلامی ایران منصوب شد.
سپهبد قرنی بلافاصله بعد از این انتصاب جمعی از افسران انقلابی ارتش را برای اداره امور ارتش گردهم آورد و منش اخلاقی این امیر انقلابی ارتش به گونهای بود که مانع از نفوذ جاسوسان و منافقان به داخل بدنه ارتش شد که به همین سبب بذر کینه از او در دل منافقین رشد کرد. وی نقش مؤثری در کنترل قائله کردستان داشت و به سبب مواضع و عملکرد انقلابی خود بسیار مورد بیمهری و آزار نیروهای چپ انقلاب مانند مهدی بازرگان، نخست وزیر وقت، قرار داشت.
۱۱ اردیبهشت ۱۳۵۸ استاد مرتضی مطهری فریمانی در تاریکی شب و هنگام خروج از جلسهای در منزل یدالله سحابی با گروهی از رجال سیاسی انقلابی، هدف گلوله یکی از افراد گروه فرقان قرار گرفت و پس از انتقال به بیمارستان طرفه درگذشت.
شهید مطهری متفکر و نویسنده و استاد حوزه و دانشگاه و از شاگردان علامه طباطبایی و امام راحل بود که فردی تأثیرگذار بر انقلاب و از رهبران فکری انقلاب بود که رهبر معظم انقلاب درباره ایشان فرمودهاند «کمتر کسی و کمتر اندیشمندی را مانند استاد شهید مطهری میتوان یافت که با این ظرفیت فکری و روحی مشغول به کار باشد. هر سخنرانیِ این شهید عزیز را میتوان یک کار تخصصی و پرمایه دانست؛ لذا شایسته است بر روی مبانی فکری و خط فلسفی ایشان کارهای زیادی بشود. آثار استاد شهید مطهری مبانی فکری نظام جمهوری اسلامی ایران است.»
۴ شهریور ۱۳۵۸ حاج مهدی عراقی از مبارزان پیشکسوت انقلاب و بازمانده گروه فدائیان اسلام که مسئول بیت امام، عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی، عضو شورای مرکزی بنیاد مستضعفان و سرپرست روزنامه کیهان بود به دست گروهک فرقان به شهادت رسید.
رهبر معظم انقلاب این شهید والامقام را این گونه توصیف فرمودند: «شهید عراقی، پیشکسوت انقلاب، سرباز قدیمی امام و اسلام و فرزند جوان عزیز فداکار او، حسام عراقی. شهید عراقی را در دو سه جمله کوتاه به یاد شما بیاورم. یکی از آن چهرههایی که برای انقلاب و اسلام میسوخت؛ جوانیش را در راه خدا داد؛ از لذتهای جوانی گذشت؛ با زندانها، سختگیریها و شدت عمل وحشیانه آن رژیم، سینه به سینه مقاومت کرد؛ همسرش و فرزندان کوچک و خردسالش را تحت کفالت خدا و به امید خدا رها کرد و مثل سرباز شجاعی در دل دریای دشمن، خودش را غرق کرد و سیزده سال بعد، آمد بیرون؛ یک چنین انسان فداکار.»
۲۷ آذر ۱۳۵۸ آیت الله دکتر محمد مفتح نویسنده، متفکر و از مبارزان پیش از انقلاب بود که در راستای روشنگری نسبت به توطئههای دشمن و همچنین خنثی سازی توطئه جدایی حوزه از دانشگاه تلاش میکرد که هنگام ورود به دانشگاه به ضرب گلوله گروهک فرقان به شهادت نائل آمد.
وی که محضر علمای بزرگی همچون علامه سید محمدحسین طباطبایی، امام خمینی، سید شهاب الدین مرعشی نجفی و ... را درک کرده بود، برای اصلاح دروس حوزه تلاش میکرد و از جمله ارائه دهندگان طرح تشکیل کمیته انقلاباسلامی برای حقاظت از دستاوردهای انقلاب بود.
اعلام آغاز مبارزه مسلحانه منافقین و به آشوب کشیدن شهرهای کشور با اقدامات تروریستی/ دهه ۶۰ خونین انقلاب
۳۰ خرداد ۱۳۶۰ در پی عزل ابوالحسن بنی صدر از ریاست جمهوری بعد از احراز خیانتهای وی با رأی عدم کفایت مجلس و حکم امام راحل، منافقین اعضای سازمان مجاهدین با اعلام رسمی مبارزه مسلحانه با حکومت، خیابانهای تهران و برخی شهرهای مهم کشور را به آشوب کشیدند و طی دو روز خسارات فراوانی را به جان و مال مردم وارد کردند.
۶ تیر ۱۳۶۰ یعنی هفت روز بعد از اعلام رسمی مبارزه مسلحانه سازمان مجاهدین، توسط این گروه با همکاری گروهک فرقان به جان آیت الله سیدعلی خامنهای، امام جمعه تهران و نماینده امام در شورای عالی دفاع، در حین سخنرانی ایشان در مسجد ابوذر از طریق انفجار بمبی که در رادیویی در مقابل آیت الله خامنهای کار گذاشته شده بود سوءقصد شد که منجر به جانبازی رهبر انقلاب شد.
۷ تیر ۱۳۶۰ یعنی روز بعد از سوءقصد به جان آیت الله خامنهای، واقعه دلخراشی رقم خورد و منافقان کوردل با انفجار دو بمب قوی در دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی در نزدیکی محله سرچشمه تهران که منجر به فروریختن این ساختمان شد آیت الله دکتر محمد بهشتی، رئیس وقت دیوان عالی کشور، و ۷۲ تن از یاران امام را به شهادت رساندند.
در این حادثه چهار وزیر، چند معاون وزیر، ۲۷ نماینده مجلس و جمعی از اعضای حزب جمهوری اسلامی به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.
شهید بهشتی از مبارزان پیش از انقلاب و متفکران حوزه و دانشگاه و از شخصیتهای کلیدی انقلاب بود. وی مؤسس جامعه روحانیت مبارز و حزب جمهوری اسلامی بوده و تلاشهای بسیاری در راستای نشر انقلاب و اسلام ناب به جهان داشت.
۱۴ مرداد ۱۳۶۰ دکتر حسن آیت، عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی، عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان قانون اساسی و نماینده تهران در دوره اول مجلس شورای اسلامی که نقش مهمی در تدوین اصول قانون اساسی و الحاق اصل ولایت فقیه به آن داشت و به گفتهای طراح سقوط ابوالحسن بنیصدر، نخستین رئیس جمهوری اسلامی ایران، بود در مرکز تهران در مسیر رفتن به مجلس توسط عدهای ناشناس ترور شد.
دکتر آیت در نطقهای خود و یادداشتهایی که مینوشت میکوشید رابطه بنیصدر با منافقین را عیان کند. یکی از کسانی که نقش مهمی در برملا شدن چهره اصلی بنیصدر ایفا کرد این شهید بزرگوار بود.
شهید آیت که میرحسین موسوی را گزینه مناسبی برای تصدی وزارت امور خارجه نمیدانست، در یکی از جلسات مجلس، به انتقاد از کابینه معرفی شده پرداخت و اعلام کرد که اسنادی از ارتباط موسوی با فراماسونری در اختیار دارد و در جلسه بعدی مجلس آنها را در اختیار نمایندگان خواهد گذاشت. اسنادی که قرار بود شهید آیت در مجلس ارائه کند بعد از شهادت ایشان مفقود شد.
۸ شهریور ۱۳۶۰ دو ماه پس از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی، در یک اقدام تروریستی دیگر با بمب گذاری اعضای سازمان مجاهدین خلق (منافقین) در جلسه شورای امنیت کشور در دفتر نخست وزیری در خیابان پاستور، محمدعلی رجایی، رئیس جمهور، و محمد جواد باهنر، نخست وزیر، و چند تن دیگر از مسئولان کشور به شهادت رسیده و بیش از ۲۰ نفر مجروح شدند.
محمدعلی رجایی از مسئولان محبوب جمهوری اسلامی ایران در میان مردم دانسته شده است که مردمی بودن، تأکید بر سادهزیستی مسئولان، اهمیت به عدالت اجتماعی، توجه به محرومان و حفظ بیت المال از ویژگیهای این مبارز قبل از انقلاب بود که ولایت فقیه را جوهره انقلاب اسلامی میدانست و برای برقراری عدالت اسلامی، معتقد به پیاده کردن اقتصاد اسلامی بود.
شهید آیت الله دکتر باهنر از شاگردان آیت الله بروجردی، علامه طباطبایی و امام خمینی بود که توسط امام راحل برای تشکیل هسته اولیه شورای انقلاب انتخاب شده بود و پس از شهادت دکتر بهشتی، دبیر حزب جمهوری اسلامی را برعهده داشت.
شهید باهنر همچنین عضو ستاد انقلاب فرهنگی و نماینده مردم کرمان در مجلس خبرگان بود و صاحب آثار مکتوب متعددی از جمله کتب درسی تعلیمات دینی است.
۱۴ شهریور ۱۳۶۰ آیت الله علی قدوسی، دادستان کل کشور و از بازوهای انقلاب، در حالی که ۸ ماه از شهادت فرزندش «محمدحسن» در عملیات هویزه میگذشت، با بمب گذاری اعضای سازمان مجاهدین خلق در دفتر کار وی در چهار راه قصر تهران به شهادت رسید.
آیت الله جنتی درباره ایشان گفته است: آیت الله قدوسی وقتی متصدی دادستانی کل انقلاب شد که نه ضوابطی بر دادسراها حاکم بود، نه افراد معتمد و وزینی در رأس همه کارها بودند، یعنی موقعی که به اقتضای طبع انقلاب، دادسراها و دادگاهها با فرمان امام (ره) به وجود آمدند، هنوز هیچ قانونی تصویب نشده بود که بتواند در هر مورد راهنمای مسئولین باشد. حتی ضوابط شرعی نیز منقح نبودند و معمولاً اشخاص برحسب تشخیص خود و با توجه به کلیات پذیرفته شده شرعی و قانونی و غالباً با اعمال سلیقه کار میکردند… انتصاب شهید قدوسی به مقام دادستانی کل انقلاب هم بهمنظور پایانبخشیدن به برخی از بیضابطگیها و بینظمیها بود… با آمدن او افراد زیادی تصفیه شدند، دادسرای کل و زندان اوین و بسیاری از دادگاهها دقیقاً کنترل میشدند و تنها، انعطافناپذیری او بود که توانست در مقابل همه جریانها بایستند و گاه یکتنه به جنگ خودمحوریها و توطئههای فردی و جمعی برود.»
۵ مهر ۱۳۶۰ و همزمان با شکست حصر آبادان در جبهههای جنوب، تعداد قابل توجهی هوادار مسلح، از سه نقطه مرکز تهران (پل حافظ ـ طالقانی، میدان، ولی عصر و سهراه جمهوری) با شلیک هوایی و آتشزدن مقداری لاستیک اتومبیل و نیز اتوبوسهای شرکت واحد، راهپیمایی مسلحانه را آغاز کردند. این افراد با شلیک رگبار هوایی و گاه با شلیکهای مستقیم به افراد عبوری یا ساختمانهای مراکز عمومی، بانکها، مغازهها، پاساژها و اتومبیلهایی که افراد با ظاهر مذهبی در آن نشسته بودند خط تظاهرات را پیش میبردند.
۷ مهر ۱۳۶۰ حجت الاسلام سید عبدالکریم هاشمینژاد، دبیر حزب جمهوری اسلامی خراسان و از مبارزان پیش از انقلاب، توسط منافقان کوردل سازمان مجاهدین خلق در بازگشت از کلاس پاسخگویی به سوالات در ساختمان حزب به وسیله نارنجک جنگی به شهادت رسید.
این مجاهد انقلابی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به عنوان نماینده استان مازندران در مجلس خبرگان قانون اساسی انتخاب شد، در تدوین قانون اساسی و به خصوص در جهت تثبیت اصل ولایت فقیه، زحمات بسیاری کشید و، چون در زندان قبل از انقلاب با انحراف منافقین آشنایی کامل پیدا کرده بود، سعی در روشنگری در این رابطه میکرد.
۳ اسفند ۱۳۶۰ منافقین با انفجار بمبی در میدان عشرت آباد تهران ۱۱ نفر از مردم مظلوم را شهید و ۲۵ نفر را مجروح کردند.
۹ مهر ۱۳۶۱ در کنار مسافرخانه زیبا پارک در میدان امام خمینی و در نزدیکی ساختمان مخابرات منافقین با انفجار بمبی بار دیگر مردم عادی را به خاک و خون کشیدند که ۶۴ تن شهید و ۸۰۰ نفر مجروح شدند.

۱۵ شهریور ۱۳۶۱ بر اثر انفجار بمبی قوی در خیابان خیام تهران توسط گروهک تروریستی منافقین که در اثر انفجار آن گودالی به عمق ۱.۵ متر و وسعت ۲۵ متر ایجاد شد تعدادی از مردم بیگناه و عابران به شهادت رسیدند. در جریان این انفجار، یک اتوبوس دو طبقه که در حال حرکت و مملو از جمعیت بود در آتش سوخت و تمام مسافران آن شهید و مجروح شدند.
۲ شهریور ۱۳۶۳ به واسطه انفجار بمب در میدان راه آهن تهران توسط منافقین ۱۷ تن شهید و۳۰۰ نفر زخمی شدند که دو کودک و هشت زن در شمار شهدا دیده میشدند.
۲۴ اسفند ۱۳۶۳ در شرایطی که کشور در جنگ تمام عیار با رژیم بعث عراق قرار داشت و دشمن تلاش میکرد مردم را از رفتن به نماز جمعه منع کند چرا که نمازهای جمعه بصیرت افزا و هدایتگر مردم بودند، منافقین در اقدامی هماهنگ با صدام حسین که تهدید کرده بود نماز جمعهها را موشکباران و بمباران خواهد کرد، اقدام به انفجار بمبی در حین ایراد خطبههای نماز جمعه تهران توسط آیت الله سیدعلی خامنهای، امام جمعه تهران و رئیس جمهور وقت، کردند.
این حادثه به شهادت ۱۴ نفر و مجروح شدن ۸۸ نفر انجامید، اما برخلاف آن چه دشمن انتظارش را میکشید به تعطیلی و توقف نماز جمعه منتج نشد و امام خامنهای با صلابت ادامه خطبهها را ایراد فرمودند.
۲۲ اردیبهشت ۱۳۶۴ انفجار بمبی قوی در خودرویی در ساعت پررفت و آمد خیابان ناصر خسرو تهران توسط منافقین منجر به شهادت ۱۴ نفر و مجروح شدن ۴۰ نفر از مردم عادی کوچه و خیابان شد.
اوج رذالت منافقین با بمب گذاری در حرم رضوی در بین عزاداران روز عاشورا
۳۰ خرداد ۱۳۷۳ مصادف با عاشورای حسینی در حالی که مرقد مطهر هشتمین امام معصوم از جمعیت موج میزند و صدای روضه و نوحه به گوش میرسد صدای مهیب انفجار بمب، فضای روضة منوره رضوی را پر میکند و انفجار سهمگین همه جا را به لرزه در میآورد.
بمب در محلی واقع در قسمت بالا سر مبارک منفجر میشود و بر اثر شدت انفجار، اعضای بدن تعدادی از زائران همچون سر و دست و پا و انگشت جدا شده و به اطراف محل حتی پشت بام حرم و سقف ضریح مطهر پراکنده میشود، نه تنها سطح حرم و روضه منوره رضوی آغشته میگردد، بلکه قطعات خرد شده پوست و گوشت زوار به همراه خون، سطح دیوارهای حرم مطهر امام و داخل آن را پوشانده و به خون آغشته میگرداند. این بمب گذاری منافقین ۲۷ کشته و بیش از ۳۰۰ زخمی برجای میگذارد.

۱ شهریور ۱۳۷۷ سازمان مجاهدین خلق (منافقین) شهید اسدالله لاجوردی را در بازار تهران و درحالیکه هیچ سمت دولتی نداشت و محافظتی نیز از ایشان نمیشد، با شلیک مستقیم سلاح کلت در حجرهاش، وی را ترور کرد. بعد از این ترور سازمان مجاهدین خلق در فرانسه در آزادی کامل مسئولیت آن را پذیرفتند.
وی از پیشگامان انقلاب بود که دادستان کل کشور و رئیس سازمان زندانها را بعد از انقلاب برعهده گرفت و به سبب خنثی سازی توطئههای منافقین و روشنگری در مورد ایشان و همچنین برخورد با عوامل نفاق مورد کینه ایشان قرار گرفته بود.
وی از جمله قضات خالصی بود که به توصیه مسئولان در پروندهها توجه نمیکرد و به همین سبب مورد آزار بسیاری از مسئولان از جمله آیت الله منتظری به خاطر عدم توجه به توصیه وی در مورد پرونده سیدمهدی هاشمی قرار گرفت.
سعید حجاریان که نام وی در پرونده نافرجام انفجار دفتر نخستوزیری مطرح است، در مصاحبهای میگوید: لاجوردی به خود من (حجاریان) همواره میگفت که شما از منافقین هم بدتر و خطرناکتر هستید. میگفت رجوی دوراندیش نبود خیلی زود دست خود را رو کرد، اما شما خودتان را برای آینده آماده کردهاید و منتظر فرصت هستید تا شرایط به نفع شما مهیا شود. منظور شهید لاجوردی از منافقین جدید در وصیتنامهاش بچههای مجاهدین انقلاب بوده است و بر این مسئله پافشاری میکرد.
۲۱ فروردین ۱۳۷۸ امیر سپهبد علی صیاد شیرازی، جانشین ستاد کلی نیروهای مسلح، توسط اعضای سازمان مجاهدین خلق (منافقین) درب منزلش به ضرب گلوله ترور شد.
وی از مبارزین پیش از انقلاب علیه رژیم منحوس پهلوی در ارتش بود و پس از انقلاب نقش مؤثری در پاکسازی منطقه غرب داشت هرچند به لحاظ تفکر انقلابی خود همواره مورد غضب بنی صدر و اطرافیان وی بود.

۲۴ فروردین ۱۳۸۷ طی بمب گذاری توسط گروهک تروریستی تندر در مراسمی در حسینیه شهدای شیراز متعلق به کانون فرهنگی رهپویان وصال این شهر، ۱۴ نفر کشته و ۲۱۵ نفر مجروح شدند.
سرکرده این گروهک تروریستی تا ۱۲ سال بعد از این حادثه آزادانه در آمریکا زندگی میکرد تا سرانجام توسط سربازان گمنام امام زمان -عجّل الله تعالی فرجه- دستگیر و به مجازات عمل خود رسید.
ترور دانشمندان هستهای توسط موساد و اقدامات تروریستی تکفیریها
۸ آذر ۱۳۸۹ مجید شهریاری، ۲۲ دی ۱۳۸۸ مسعود علیمحمدی، ۱ مرداد ۱۳۹۰ داریوش رضایی نژاد، ۲۱ دی ۱۳۹۰ مصطفی احمدی روشن و رضا قشقایی، دانشمندان انرژی هستهای ایران توسط سازمان جاسوسی موساد اسرائیل به شهادت رسیدند.
۱۷ خرداد ۱۳۹۶ چند تن از اعضای داعش با حمله به ساختمان مجلس شورای اسلامی در میدان بهارستان و به رگبار بستن دفاتر نمایندگان و سالن انتظار عموم، ۱۷ نفر را به شهادت رساندند و ۵۰ نفر را مجروح کردند.
۳۱ شهریور ۱۳۹۷ چند عنصر مسلح گروه الأحوازیه، حاضرین مراسم رژه نیروهای مسلح به مناسبت گرامیداشت هفته دفاع مقدس در اهواز را به رگبار بستند که در جریان این اقدام تروریستی ۲۵ نفر از جمله یک کودک چهار ساله و عدهای غیرنظامی به شهادت رسیدند و ۶۰ نفر زخمی شدند.
در بازه زمانی سالهای ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۴ در شرق کشور گروههای تروریستی شیطانی اقدام به آشوب و اقدامات تروریستی در کشور کردند که گروهک تروریستی جند الله به سرکردگی عبدالمالک ریگی و گروهک تروریستی جیش العدل مهمترین آن بودند.
از به گروگان گرفتن سربازان مرزدار ایرانی گرفته و مسدود کردن جاده و به رگبار بستن مردم عادی در حال عبور و مرور تا بمب گذاری در تجمعات و مساجد که در نتیجه این اقدامات نیز حدود ۳۰۰ نفر از هم وطنانمان از جمله سردار شهید نورعلی شوشتری، جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه پاسداران، به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.
تصاویر و مستنداتی موجود است که نشان دهنده حمایت مالی و تسلیحاتی این گروهها توسط پایگاههای آمریکایی مستقر در افغانستان است.
۲۴ بهمن ۱۳۹۷ گروهک تروریستی جیش العدل در مسیر خاش به زاهدان با حمله انتحاری به یک دستگاه اتوبوس حامل پاسدارانی که پس از اتمام مأموریت مرزبانی به سمت موطن خود بازمیگشتند ۲۷ پاسدار مرزبان را شهید و ۱۳ تن را زخمی کردند.
ترور بزرگترین شخصیتهای کشور توسط اسرائیل و آمریکا

۱۳ دی ۱۳۹۸ روز سیاهی در تاریخ ایران بود. سردار سپهبد حاج قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در حال عزیمت به مأموریتی در عراق به همراه ابومهدی المهندس، رهبر شبه نظامیان کتائب حزبالله و از فرماندهان میدانی حشد شعبی، توسط پهپاد آمریکایی در فرودگاه بغداد مورد اصابت موشک قرار گرفته و به شهادت رسیدند.
سه تیم از مأموران دلتا فورس و تعدادی مأمور امنیتی کردستان عراق عملیات شناسایی شهید سلیمانی را برعهده داشتند و تک تیراندازان دلتافورس آمریکا و سه پهپاد مسلح به موشکهای هلفایر در ترور شهید قاسم سلیمانی به کار گرفته شده بودند.
حاج قاسم سلیمانی از جمله قویترین فرماندهان نظامی ایران بود که اقدامات ویژهای در راستای مبارزه با تروریسم در منطقه و تقویت جبهه مقاومت انجام داد. وی که جلو سقوط حکومت سوریه و عراق در مقابل حملات داعش با پشتیبانی آمریکا، اسرائیل و کشورهای دیگری همچون عربستان سعودی و ترکیه را گرفته بود، موفق شده بود قبل از شهادتش داعش را به نقطه پایان خود برساند.
۷ آذر ۱۳۹۹ محسن فخری زاد، معاون وزیر و رئیس سازمان پژوهش و نوآوری دفاعی (سپند) و دانشمند ارشد وزارت دفاع، توسط موساد ترور شده و به شهادت رسید. این اقدام تروریستی به وسیله تیربار نصب شده بر روی یک خودروی فاقد سرنشین پارک شده در محل عبور خودروی حامی شهید فخری زاده که از راه دور به وسیله ماهواره کنترل میشد با هدف گرفتن چهره وی توسط هوش مصنوعی انجام گرفت.
شهید فخری زاده از تاثیرگذارترین دانشمندان هستهای و صنعت دفاعی ایران و از برجستهترین متخصصان کشور در زمینه اندازهگیری تابشهای هستهای و محاسبات هستهای بود و علاوه بر آن در صنعت دفاعی نیز نوآوریهایی داشت و همچنین فراهم سازی کیت تشخیص کرونا از جمله اقدامات مجموعه تحت نظر وی در وزارت دفاع بود.
نمیتوان از ترور در ایران نام برد و نام گروهکهای تروریستی غرب کشور مانند حزب دموکرات، کوموله و پژاک را نیز به زبان نیاورد که ترور بسیاری از مسئولان از جمله ائمه جمعه اهل سنت مناطق غرب نشین را در کارنامه سیاه خود دارند.
اینها تنها بخشی از اقدامات تروریستی در خاک ایران با حمایت آمریکا و دیگر مستکبران جهان بود و اقداماتی دیگر از جمله ترور شهدای محراب آیت الله سید محمدعلی قاضی طباطبایی، امام جمعه تبریز در ۱۰ آبان ۱۳۵۸، آیت الله سید اسدالله مدنی، امام جمعه تبریز در ۲۰ شهریور ۱۳۶۰، آیت الله سید عبدالحسین دستغیب، امام جمعه شیراز در ۲۰ آذر ۱۳۶۰، آیت الله محمد صدوقی، امام جمعه یزد در ۱۱ تیر ۱۳۶۱ و آیت الله عطاءالله اشرفی اصفهانی، امام جمعه کرمانشاه در ۲۳ مهر ۱۳۶۱ توسط کوردلان سازمان مجاهدین خلق را نیز میتوان نام برد.
سابقه ترور در ایران توسط رژیم پهلوی
ایران تن رنجوری از تروریسم از سده قبل دارد. به عنوان مثال در ۱۲ تیر ۱۳۰۳ میرزاده عشقی، شاعر و روزنامه نگار دوران مشروطه، توسط عمال رضاخان ترور شد و دقیقاً ۱۲ سال بعد همین رضاخان در راستای طرح اسلام زدایی خود قشون قزاق را به سمت مسجد گوهرشاد و محل تحصن اجتماعی مخالف با طرح اسلام زدایی وی، گسیل داد که شهدای این درگیری خونی را بین دو تا پنج هزار نفر عنوان کردهاند.
تروریسم مردم عادی تنها منحصر به پهلوی پدر نبود و در زمان پهلوی پسر نیز در ۲۸ مرداد ۱۳۵۷ یعنی چند ماه قبل از وقوع انقلاب اسلامی سینما رکس آبادان توسط رژیم به آتش کشیده شد که کشته شدن ۳۷۷ نفر از هم وطنانمان را در پی داشت. رژیم قصد داشت با نسبت دادن این جنایت به نیروهای انقلابی، مردم را به ایشان بدبین کند.
البته تروریسم تنها منحصر به ایران نبوده و سابقه ترور علمای شیعه در سایر کشورها نیز وجود دارد از جمله در ۱۱ اردیبهشت ۱۳۶۰ آیت الله سید حسن حسینی شیرازی در بیروت به شهادت رسید. وی از مجاهدین فی سبیل الله بود و تأسیس حوزه علمیه لبنان، تأسیس جمعیت جَماعةُ العُلما و حوزه علمیه زینبیه در سوریه، مناظره و گفتگو با بزرگان و دانشمندان سوری و مبارزه با رژیم بعث عراق را در کارنامه خود داشت.
همچنین در ۷ شهریور ۱۳۸۲ آیت الله سید محمد باقر حکیم، از علمای عراق و از بنیان گذاران مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق و همچنین از بنیان گذاران حزب الدعوة الاسلامیة، بعد از حمله آمریکا به عراق هنگام خروج از حرم علوی بعد از اقامه نماز جمعه، در اثر انفجار بمب به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
امروز سازمان مجاهدین خلق با وجود این همه جنایت و خونریزی و به شهادت رساندن انسانهای بیگناه و سایر مدافعان تروریسم در امن و امان در کشورهای اروپایی و آمریکا زندگی میکنند بدون این که از مجازات شدن هراسی داشته باشند و بلکه به ادامه فعالیت خود علیه حقوق بشر مشغولند. آمریکا و کشورهای پناه دهنده این جنایتکاران باید پاسخگوی خیانت خود به بشریت و حقوق بشر باشند.