
حمزه علی پور، پژوهشگرو کارشناس امنیت بین الملل
اندیشکده روابط بین الملل: اتفاقات خاورمیانه و حضور کنشگران فرا منطقه ای و سکوت سازمانهای بین المللی منطقه ای و عدم مشارکت در اشتراکات و منافع منطقه ای باعث بروز بحران در خاورمیانه و آپارتاید و نسل کشی از نوع مدرن گردیده است. اتفاقاتی که هر دولت یا رژیمی با توجه به یک نظریه یا ضعف یک سازمان اقدام به تفسیر منافع خویش در آینده مبهم خود را دارند. با توجه به رخدادهای کنونی نیاز به تحلیل آینده خاورمیانه در دنیای بی اعتمادیست دنیایی که منافع سازمان مهمتر از حیات انسانهاست و انسانها نقشی در آن ندارند. در این دست نوشته چالشها، تحولات و سناریوهای محتمل را مورد بررسی قرارداده امید دارم مورد توجه پژوهشگران و دانشجویان قرار گیرد.
۱. تحولات ژئوپلیتیک و تغییر نظم قدرت
– گذار از دوقطبی به چندقطبی: نظم دوقطبی کنونی (رقابت ایران و عربستان) در حال تضعیف است. بازیگران جدیدی مانند ترکیه، قطر، و امارات با استفاده از ابزارهای اقتصادی و ایدئولوژیک (مانند حمایت از اخوانالمسلمین) در حال شکلدهی به قطبهای قدرت مستقل هستند. این تحول ممکن است به بیثباتی کوتاهمدت اما ظهور نظم چندقطبی بینجامد .
– نقش قدرتهای فرامنطقهای:
– آمریکا: استراتژی حفظ “نوهارتلند” (خلیج فارس و فلات ایران) از طریق ایجاد “دموکراسی ارشادی” در کشورهای حاشیه خلیج فارس و احتمال تجزیه کشورهای بزرگ برای مدیریت آسانتر آنها در برنامه راهبردی امریکا قرار دارد
– روسیه و چین: رقابت با آمریکا در قالب بلوکهای جدید مانند سازمان شانگهای و بریکس. روسیه خواهان نظم مبتنی بر “موازنه قوا” در مقابل نظم هژمونیک آمریکاست و از گروههای نیابتی برای نفوذ استفاده میکند.
۲. تأثیر فناوریهای نوین بر رقابتها
– هوش مصنوعی به عنوان بازیگر جدید: کشورهایی مانند امارات، عربستان، و اسرائیل با سرمایهگذاری در هوش مصنوعی، در حال تغییر ماهیت قدرت از سختافزاری (نظامی) به نرمافزاری (فناورانه) هستند. این تحول ممکن است به بازتعریف ابزارهای امنیتی (جنگ سایبری، نظارت هوشمند) و کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی بینجامد .
– رقابت تسلیحاتی هوشمند: گسترش پهپادها و سیستمهای دفاعی خودکار ممکن است توازن نظامی را تغییر دهد. برای مثال، اسرائیل از هوش مصنوعی در دفاع موشکی استفاده میکند و امارات پروژههایی مانند “رئیسالجمیل برای هوش مصنوعی” را پیش میبرد .
۳. چالشهای اقتصادی و اجتماعی
– بحران دولتهای نفتی: کاهش قیمت نفت (زیر ۵۰ دلار در بشکه) مدل اقتصادی کشورهایی مانند عربستان (وابسته به ۹۰٪ درآمد نفتی) و عراق را تهدید میکند. این کشورها با دو گزینه مواجهند: فروپاشی (مانند ونزوئلا) یا تنوعبخشی اقتصاد (مانند برنامه Vision 2030 عربستان) .
– انفجار جمعیت و بیکاری: نرخ رشد جمعیت جوان همراه با بیکاری ۳۰٪+ در برخی کشورها (مانند یمن و مصر) میتواند به ناآرامیهای گسترده منجر شود. این مسئله با فساد سیستماتیک و مدیریت ناکارآمد تشدید میشود .
۴. سناریوهای محتمل برای آینده
– سناریوی چندقطبی با بیثباتی (محتملترین): ظهور قطبهای جدید قدرت (ترکیه، امارات) و تداوم رقابتهای نیابتی در یمن و سوریه. در این سناریو، نقش آمریکا به عنوان هژمون کاهش یافته و مدیریت بحرانها پیچیدهتر میشود .
– سناریوی فروپاشی منطقهای: تشدید بحرانهای اقتصادی (افزایش فقر) و زیست محیطی (کمآبی) ممکن است فروپاشی دولتهای ضعیفتر مانند عراق یا لیبی را تسریع کند. این سناریو با مهاجرتهای گسترده و تشدید تروریسم همراه خواهد بود .
– سناریوی تحول دیجیتال: پیشتازی کشورهای دارای زیرساخت فناوری (اسرائیل، امارات) در ایجاد اقتصاد دانشبنیان که شکاف قدرت با کشورهای نفتی را افزایش میدهد و معادلات امنیتی را دگرگون میکند .
۵. عوامل تعیینکننده کلیدی
– رقابت ایران و عربستان: این رقابت فراتر از اختلافات فرقهای، به دنبال هژمونی ژئوپلیتیک است. هرگونه تغییر در روابط این دو (مانند توافق هستهای جدید یا کاهش تنش) میتواند نظم منطقه را بازتعریف کند .
– تأثیر پدیدههای فرامنطقهای: تشکیل بلوکهای جهانی جدید (بریکس) و رقابت آمریکا-چین ممکن است منابع توجه قدرتهای بزرگ به خاورمیانه را کاهش دهد و فضایی برای بازیگران منطقهای ایجاد کند .
– انقلابهای فناورانه: تسریع در توسعه هوش مصنوعی و انرژیهای تجدیدپذیر ممکن است وابستگی به نفت را بیمعنا کرده و ساختار اقتصادی منطقه را دگرگون کند .
نتیجهگیری: منطقه در آستانه تحولات بنیادین
خاورمیانه با ترکیبی از بیثباتی ژئوپلیتیک، فشارهای اقتصادی، و انقلاب فناورانه مواجه است. محتملترین آینده، گذار دردناک به سمت چندقطبیشدن با نقش پررنگتر بازیگران غیردولتی و فناوریمحور است. موفقیت در این گذار مستلزم انطباق با تحولات جهانی (کاهش وابستگی به نفت، پذیرش فناوری) و مدیریت بحرانهای داخلی (فساد، نابرابری) است. در غیر این صورت، خطر فروپاشی گسترده و تشدید درگیریها وجود دارد. نقش قدرتهای فرامنطقهای (بهویژه آمریکا و چین) در این فرآیند، اگرچه کمرنگتر از گذشته، اما همچنان تعیینکننده خواهد بود