به گزارش
پایگاه خبری تحلیلی خطوط، سبک زندگی امروزه که سوغات فرهنگ پوچ فرنگ است، فرد را در مرکزیت قرار میدهد و توجه به اهداف فردی، لذتها و منفعتهای شخصی و نیز بیتفاوتی نسبت به مسائل و اتفاقات پیرامون، از ویژگیهای این جهانبینی غربی است.
در این فرهنگ خودمحور، زندگی یک فرد مختص به خود او بوده و دخلی به جامعه و حتی رضایت و خوشنودی خدا ندارد. انسان فردگرا و کسی که تنها خود را عزیز میپندارد، آنطور که دوست دارد و میخواهد رفتار میکند و توجهی به حقوق دیگران، نیازهای اجتماع و ... ندارد. چنین شخصی تنها عقل خود را برای برآورده شدن تمایلات و منافع نفسانی حاکم میداند و اخلاق و آرمانهای اجتماعی میبایست خود را با خواستههای او همراه کنند!
در نگرش فردگرا، فرد میتواند با زندگی خود هرطور که دوست دارد رفتار کند و هیچ نهاد و قدرتی حق قانونگذاری و تعیین ارزشهای اخلاقی و معنوی را برای او ندارد. خدا و ارزشهای مذهبی هم برطبق همین قاعده، برای چنین فردی خالی از اعتبار بوده و این خود شخص است که تصمیم میگیرد چه ارزشها و هنجارهایی را بهعنوان ارزشهای اخلاقی برگزیند و نسبت به آن پایبند باشد. پذیرش این نگاه زمینهی مساعدی را برای کاهش موالید و قبول شعار «فرزند کمتر، زندگی بهتر» هموار میکند؛ زیرا بیفرزندی، یا در بهترین شرایط تک فرزندی، در نگاه فردگرایان یک شاخص به حساب میآید. چنین افرادی برای رهایی از تنهایی و آثار ناشی از آن به پرورش و همزیستی با حیوانات روی آورده و سگ و گربه را فرزند خواندهی خود میدانند!
آسیبهای فردگرایی
فردگرایی افراطی آسیبهای متعددی در پی دارد که به اختصار، میتوان به موارد ذیل اشاره کرد:
الف: شخص فردگرا که به مرحلهی افراط آن رسیده، شادی و غم فردی را مبدأ و منشأ خیر و شر میداند و امیال نفسانی و شخصیاش بر ارزیابی اخلاقی سیطره مییابد. چنین شخصی دیگر ملزم به هیچ قانونی از جمله قوانین دینی و الهی نبوده و میتواند هر چه را که بر اساس سلیقهی شخصی و هوای نفس خوب میپندارد، به عنوان یک ارزش و معیار اخلاقی بپذیرد و از آن پیروی و آن را ترویج کند. در مقابل نیز هر چه را که به ذائقهاش خوش نیاید، معیار بدی بداند. این گونه مواجهه و برخورد با اخلاق و ارزشهای اخلاقی، نسبی شدن مطلق اخلاقیات را به دنبال خواهد داشت و باعث نفی و هدم اخلاقیات دینی_اجتماعی خواهد شد. پر واضح است که این فرد زیر بار سختیها و مسئولیت فرزندآوری نخواهد رفت و حاضر نمیشود تا آزادی و لذتهای شخصی خود را که در راحتی یافته، فدای سختی فرزندآوری و تربیت او کند. هر چیز و هرکسی که راحتی را از او سلب کند، باعث نفرت و انزجار چنین فردی میگردد.
ب: فردگرای افراطی، همان شخص خودخواه است که عنصر اصلی و محوری حالش را «راحتطلبی» تشکیل میدهد که این مسئله شروع همهی تنبلیها و بدیهاست. قرآن کریم در مذمت خودخواهی میفرماید: «أَفَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَی عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَی سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَی بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَنْ یَهْدِیهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَکَّرُونَ؛ پس آیا کسی که معبودش را هوای نفسش قرار داده دیدی؟ و خدا او را از روی علم و آگاهی خود [بر اینکه شایسته هدایت نیست]گمراه کرد، و بر گوش و دلش مُهرِ [تیره بختی]نهاد، و بر چشم [دلش]پردهای قرار داده است، پس چه کسی است که بعد از خدا او را هدایت کند؟ آیا متذکّر [حقایق]نمیشوید؟» مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر این آیه مینویسد: «معنای (گرفتن اله) پرستیدن آن است و مراد از پرستش هم اطاعت کردن است. یعنی هر کس هر چه را اطاعت کند در حقیقت آن را عبادت کرده و معبود خود گرفته، پس شخصی که از هوای نفس اطاعت میکند، آن را اله خود دانسته و پرستیده است.» از انسان خودخواه و مستبد نمیتوان توقع فرزندآوری داشت. مرد یا زنی که راحتطلب و خودخواه باشند و فردگرایی را بر هر چیزی ترجیح دهد، یا به درجهی پدر و مادری نمیرسد و یا تربیت صحیحی نسبت به اولاد خود نخواهد داشت. / صدا وسیما.