گفتنی است، عدم حضور زنان و نمایندگان جامعه مدنی افغانستان در سومین نشست دوحه بحث برانگیز شد و منتقدان استدلال کردند که سازمان ملل متحد با حضور طالبان در دوحه به آنها «مشروعیت» بخشیده است.
پیش از برگزاری نشست سوم، دوحه در دو مرحله دیگر هم میزبان نشستهای سازمان ملل درباره افغانستان بوده است؛ با این تفاوت که در دو نشست پیشین نماینده حکومت سرپرست افغانستان در آن حضور نداشته است، اما از چندی قبل تلاشها و رایزنیهای فراوانی برای حضور هیئت طالبان در نشست سوم دوحه برقرار شده بود تا سرانجام مقامات کابل در آن نشست شرکت کرده و در مورد مسائل افغانستان به گفتگو نشستند.
در همین راستا و بر اساس اهمیت موضوع، خبرنگار تابناک گفتگویی با «اسماعیل باقری» کارشناس مسائل افغانستان و پاکستان انجام داده که در ادامه می خوانیم.
چندی پیش ذبیح الله مجاهد سخنگوی طالبان در گفتوگو با شبکه طلوع نیوز، شناسایی حکومت سرپرست را حق افغانستان عنوان و اعلام کرد که در صورت تحقق این امر افغانستان میتواند به پیشرفتهای زیادی دست پیدا کند، ضمن اینکه هرکشوری که در این مسیر پیش قدم شود، برای افغانستان قابل تحسین است. حتی صحبت ایشان این بود که ایران پیش قدم شود. به نظر شما چه پیش شرطهایی از سوی جامعه بین المللی برای به رسمیت شناحت دولت طالبان وجود دارد؟
جامعه جهانی و در راس آنها آمریکا و سازمان ملل، عمدتا بر موضوعاتی نظیر حقوق بشر، حق تحصیل و آموزش دختران، حق اشتغال زنان و تشکیل حکومت فراگیر و... تاکید میکنند، اما در عمل به این شعارها توجه نداشته و با این موضوعات برخورد سیاسی میکنند. در حقیقت، آمریکا و غرب، از مفاهیمی چون حق مردم، حقوق بشر، آموزش و اشتغال زنان و حتی دموکراسی و حکومت فراگیر سوءاستفاده سیاسی میکنند و عملا این مسائل را باور ندارند؛ به طوری که می توان این تناقضگوییها را در جنگ غزه و شهادت حدود ۴۰ هزار نفر و جراحت بیش از صد هزار نفر از مردم مظلوم غزه مشاهده کرد.
در خود افغانستان نیز نشانه های تناقضات آشکار است. این آمریکایی ها بودند که شبانه به منازل مردم افغانستان حمله برده و به هویت و شخصیت آنان بیاحترامی میکردند. بنابراین، اکنون که ۲۰ سال از جنایات آمریکا و متحدانش گذشته، حق ندارند بار دیگر از آدرس ملت افغانستان سخن بگویند.
اما در خصوص موضوع پیشقدم شدن ایران برای شناسایی حکومت دوم طالبان باید به چند مساله اساسی اشاره کنم. جمهوری اسلامی ایران از بدو انقلاب اسلامی تا کنون، به نحو مختلف کمک حال مردم و دولتهای افغانستان بوده است. در حقیقت، ایران، افغانستان را عمق فرهنگی و تمدنی خود میداند. پیوندهای فرهنگی، تمدنی و تاریخی، موجب شده تا امروز بیش از شش میلیون از برادران و خواهران افغانستانی از قومیت ها و مذاهب مختلف در ایران کار و زندگی کنند. همچنین، ایران در همه مقاطع از بحران و بیثباتی سیاسی از افغانستان حمایت کرده است، چه در دوره حمله شوروی و آمریکا و چه در دوره اخیر که طالبان روی کار آمد. ایران هم پذیرای مهاجرین افغانستانی بوده و هم همواره خواهان تشکیل یک دولت و حکومت فراگیر ملی بوده است. این رویکرد در زمان تشکیل دولت مجاهدین اسلامی به رهبری استاد ربانی اتخاذ شد و اکنون نیز اگر سخنی از این مساله به میان می آید، به خاطر درک شرایط افغانستان و تجارب سیاسی گذشته آن بوده است.
دو مساله بسیار مهم در تشکیل حکومت فراگیر در افغانستان دخیل است: با تشکیل حکومت و مشارکت همه اقوام، مذاهب و گروههای سیاسی، همه آحاد ملت، حکومت را از آن خود دانسته و از آن دفاع خواهد کرد. این موضوع به قوام و دوام حکومت منجر میشود. مساله مهم دیگر زمینه مداخلات خارجی به ویژه آمریکایی ها از بین خواهد رفت یا کاهش محسوسی خواهد داشت. عدم استقبال مقامات طالبان از مذاکرات بینالافغانی و گفتگو با گروههای مخالف طالبان، عملا زمینه مداخلات خارجی و حمایت از جبهه مخالفین را فراهم کرده و برای امتیازگیری از طالبان، گروههای اپوزیسیون مسلح را اهرم فشاری برای کابل قرار خواهند داد.