
قادر نصیری ترزنق، فعال سیاسی، عضو خانه احزاب استان تهران و عضو شورای مرکزی حزب همدلی مردم تحولخواه (همت)
۷ اکتبر، خط پایان کورس انتخابات پارلمانی اسرائیل، با همه حاشیهسازیها، هراسافزاییها، جنجالآفرینیها و حتی دستاندازی نخستوزیر جنگطلب و آتشافروز رژیم صهیونیستی به دامن سردسته دارالمجانین دنیا، رئیسجمهور فاقد تعادل روانی و مدعی ابرقدرتی جهان، برای اعتبارافزایی به نخستوزیری چندینساله در داخل کشور خود، نه اعتباربخشی به وی نزد مجامع جهانی ـ که قطعاً فاقد آن است ـ بالاخره به سر رسید.
پر واضح است که نتانیاهو خود، پیش و بیش از همه، به فرجام نافرجام انتخاباتیاش، آن هم به سبب عملکردهای غلطش در داخل و تصمیمات هزینهزای خارجی، واقف بود. او گویاترین و واضحترین پاسخ به تصمیمات هزینهزای خارجی خود را در آخرین سخنرانی خویش در سازمان ملل، با خروج سران اغلب کشورهای جهان از سالن بهمحض آغاز سخنرانیاش، به چشم عیان دید؛ بهطوریکه از خشم آن همه بیاعتنایی، نتوانست جلوی هتاکی خود به سران کشورهای در حال خروج از سالن را بگیرد.
البته حاشیهسازیهای پیش از انتخابات نخستوزیر رژیم صهیونیستی بسیار بود؛ از سفرهای چندباره وی به ایالات متحده و دیدارهای حاشیهدار با رئیسجمهور «خود حاشیه!» آمریکا گرفته تا سفرهای پنهان و آشکار وی به سایر کشورهای، حتی منطقه. همه به زعم وی هدفمند بود، ولی از میان آنها بهجرئت میتوان گفت چنگ زدن نتانیاهو به تیغ تیز «حمله به ایران»، البته به مدد خام شدن رئیسجمهور ایالات متحده یا خام کردن دونالد ترامپ ـ که در خام کردن او موفق هم شد ـ جهت نجات جان خود نتانیاهو، نقطه اوج همه حاشیهسازیهای تمام ادوار این بهاصطلاح نخستوزیر به شمار میرود.
فارغ از مقدمه فوق، انتخابات پارلمانی اسرائیل در مرحله اول، با کسب ۵۳ کرسی توسط ائتلاف بنیامین نتانیاهو، ۴۸ کرسی توسط احزاب مخالف او و ۱۸ کرسی برای اولین بار توسط اعراب ذینقش در حاکمیت اسرائیل، با پایان شمارش تمام صندوقها به پایان رسید؛ اما آنچه هنوز با پایان یافتن مرحله اول انتخابات پارلمانی پایان نیافته و تکلیف آن، بسان تکلیف خود رژیم غاصب و کودککش اسرائیل، محتوم است، نتیجه نهایی نامشخص تکلیف انتخاب نخستوزیر آتی در اسرائیل است.
البته غرض نگارنده از این نوشتار، نه واکاوی چرایی نامشخص ماندن تکلیف انتخاب نخستوزیر در اسرائیل است و نه تحلیل علل شکست یک نخستوزیر ورشکسته سیاسی از پیش، آن هم در انتخابات داخلی که برای نجات جان خود، جانها گرفت! هرچند در این باب، گفتنی بیشمار و نوشتنی بسیار است که صدالبته در این مقال کوتاه و مجال اندک نمیگنجد.
افول و سقوط حاکمیت از درون و نزد مردم خود ـ که البته از مدتها قبل توسط رهبر شهید پیشبینی و حتی اعلام شده بود ـ پیام روشن و پایان مشخص کارزار انتخاباتی اسرائیل بود؛ حاکمیتی که نخستوزیرش برای حفظ حاکمیت دروغین خود، دست به هر کاری، حتی قدرتنمایی با جنگافروزی نهفقط با همسایگان، بلکه با جنگافروزی در منطقه زده بود. اما «عدم رضایت مردم از حاکمیت»، همان آتش زیر خاکستری بود که با کنار رفتن خاکسترهای «حاشیهسازی» و «تبلیغاتی»، با پایان یافتن جنجالیترین انتخابات نمایان شد و افول واقعی حاکمیت مدعی برخورداری از قدرت متکی به کلاهک هستهای در جهان را به نمایش گذاشت.
نتیجه انتخابات پارلمانی اسرائیل، با نمایان شدن عدم رضایت مردم از حاکمیت، علیرغم همه حاشیهسازیهای نخستوزیر حاشیهسازش، مشت نمونه خرواری است که طی چند روز آینده در انتخابات پارلمانی ایالات متحده نیز، با نمایان شدن عدم رضایت مردم از حاکمیت و قدرت رو به افول و سقوط این بار با آرای مستقیم مردم داخل کشور، نه افول قدرت اقتصادی یا بهسرآمدن دوران یکجانبهگرایی سیاسی در جهان، رقم خواهد خورد؛ و این، سرنوشت معلوم نهفقط نتانیاهو در اسرائیل و ترامپ در آمریکا در یک انتخابات پارلمانی، بلکه تمام حاکمانی است که شانتاژهای خبری و بزرگنمایی قدرت خود برای بیرون را به جلب نظر و کسب رضایت مردم در درون مقدم میدارند؛ اما زهی خیال باطل!
https://armandaily.ir/?p=148539
https://hamdelidaily.ir/?p=23907