
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خطوط، تغییرات روی نیمکت تیمهای لیگ برتری در شرایطی که تنها چهار هفته از مسابقات به پایان رسیده گویای آن است عمر مربیگری در سطح اول فوتبال باشگاهی ایران به شدت دچار افت شده است.
سرمربیان تیمهای پدیده تراکتور و فولاد خوزستان تغییر کردند و این موضوع نشان میدهد مربیان نمیتوانند مدت زمان زیادی در اختیار تیمها باشند و کافی است در چند مسابقه نتیجه نگیرند تا یکی از راههای استعفا، برکناری یا توافق دوطرفه باعث خروجشان از روی نیمکت تیم شود.عبدالله ویسی موفق شد در دورهای استقلال خوزستان را بهعنوان قهرمانی لیگ برتر برساند و با وجود آنکه این مربی سابقه مشخصی دارد؛ اما پس از آن که در ۴ بازی ۴ امتیاز گرفت در توافقی دوطرفه از سرمربیگری فولاد کنار رفت تا بار دیگر جواد نکونام بهعنوان سرمربی سرخپوشان خوزستان انتخاب شود.
در تیم تراکتور که در سالهای اخیرتغییرات زیادی روی نیمکت این تیم رخ داده فیروز کریمی پس از آن که فراز کمالوند پیش از شروع رقابتها از جمع سرخهای تبریز جدا شد، بهعنوان سرمربی شروع به کار کرد. کریمی در پایان هفته چهارم تنها ۳ امتیاز به دست آورده بود و برای همین استعفا کرد. مدیران تراکتور نیز با این موضوع موافقت کردند تا در نهایت زونیمیر سولدو بهعنوان سرمربی جدید برگزیده شود.
در تیم پدیده هم مشکلات مالی فراوانی که این باشگاه به همراه دردسرهای مدیریتی داشت منجر به آن شد تا مدیران این باشگاه که دوباره اسم شهر خودرو را برای نماینده مشهد برگزیدهاند، رضا مهاجری معترض را برکنار کنند و به جای وی اکبر میثاقیان را انتخاب کنند.
کیفیت نامطلوب چمن ورزشگاه نساجی مازندران بههمراه زمین تمرین این باشگاه نیز باعث شده بود تا ساکت الهامی استعفا کند؛ ولی با صحبتهایی که انجام شد وی روی نیمکت نساجی باقی ماند و چهارمین تغییر رخ نداد.
در شرایطی که از مشکلات مالی باشگاهها صحبت میشود، مدیران حاضر در این باشگاهها به دلیل آنکه صندلی مستحکمی ندارند، تلاش میکنند تا فشار مضاعفی برای کسب نتیجه روی سرمربی تیم بیاورند. این موضوع منجر به آن شده تا سرمربیان به دنبال نتیجهگرایی باشند چون مربیان امنیت شغلی ندارند. کیفیت رقابتهای باشگاهی در سطح اول فوتبال ایران به همین خاطر دچار افت شده است.
تردیدی نیست در چرخه معیوب فوتبال ایران، مدیران باشگاهها دخیل هستند؛ چراکه بارها به مربیانی اعتماد کردند که کارنامههای قابل قبولی ارائه نکردهاند؛ ولی این دسته از مربیان برکنار نمیشوند و کماکان از تیمی به تیم دیگر منتقل میشوند. بارها رخ داده سرمربیان اخراجی در یک فصل هدایت دو، سه و حتی چهار تیم را برعهده گرفتهاند. انتخاب چنین مربیان ناموفقی که اخراج، استعفا و توافق دوطرفه را تجربه کردهاند از سوی مدیراه باشگاهها بسیار عجیب بوده و به همین دلیل است بسیاری معتقدند در سطح باشگاهی فوتبال ایران ضوابط مغلوب روابط میشود.
مادامی که برنامه مشخصی برای رشد فوتبال باشگاهی کشورمان وجود نداشته باشد نمیتوان انتظار پیشرفت داشت و متوقع بود چرا تیمی از ایران فاتح لیگ قهرمانان آسیا نمیشود. اعتماد به مربیان کاربلد باید تبدیل به یک عادت شود و مدیران توانمندی هم در رأس باشگاهها قرار بگیرند تا بتوانند به مربیان لایق فرصت کار دهند. البته این موضوع بخشی از مشکلات را حل میکند اما بدون شک بخش مهمی را رفع خواهد کرد.