
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خطوط، آیا دراگان اسکوچیچ بهترین گزینه برای هدایت تیم ملی ایران در جامجهانی است؟ شاید بله، شاید هم نه. در این زمینه اهالی فن باید نظر بدهند و در نهایت فدراسیون تصمیمی قاطع و «یک کلام» بگیرد. این یک بحث دیگر است، اما بدون تردید باید گفت هجمهای که در این چند روز متوجه سرمربی کروات شد، به هیچ وجه عادلانه نبود.
در هر پست و توییت و مصاحبه، اسکوچیچ را در حالی آب نداده به دار واژهها آویختند که تیم او فقط یک باخت آورده بود؛ تنها یک شکست در مسابقهای تشریفاتی. اسکوچیچ با تیمی نصفه و نیمه به سئول رفته بود، با خنجری در پشت، از فدراسیونی که هر روز خواب جانشین ایرانی او را میبیند. کره اما لبالب از انگیزه آمد و برد، با سه بازیکن فیکس در بوندسلیگا و دو ستاره در لیگ برتر انگلستان.
همه فکر میکردند تیم ملی صدر گروه و صدر آسیایی رنکینگ فیفا را از دست داده است اما کره به امارات باخت و ژاپن به تساوی خانگی برابر ویتنام رضایت داد. اگر شرقیها هم به اندازه ما عجول و بیانصاف باشند، موریاسو و بنتو را سینه دیوار خواهند گذاشت. باخت آنها، باخت تیمهایی پرستاره و تا خرخره غرق در امکانات است، فرق میکند با شکست تیمی که هنوز رئیس فدراسیون فوتبالش را کسی نمیشناسد، تیمی که توهم «نسل طلایی» را در سر میپروراند، اما غیر از دو مهاجم اصلیاش، بقیه در کشورهای درجه دوی اروپایی یک خط در میان روی نیمکت مینشینند.
هر چه هست، توقف دستهجمعی چشمبادامیها باعث شد ایران بر بام فوتبال آسیا باقی بماند. تیم کشورمان با سه امتیاز بیشتر از مسابقات چهار سال قبل، بهترین نتایج تاریخش را در انتخابی جامجهانی به دست آورد. حداقل به خاطر همینها هم که شده، یک تشکر و خستهنباشید به دراگان اسکوچیچ بدهکاریم؛ مردی که هنوز برای تحقیر، او را سرمربی خونهبهخونه میخوانند، اما شاید اگر نبود، با شاهکار ویلموتس ۸ میلیون دلاری، همین مرحله از مسابقات انتخابی را هم باید از «خونه» تماشا میکردیم. خستهنباشید آقای مربی!