
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خطوط، نه این که رضا اسدی بازیکن ضعیفی باشد، اما داستان او در پرسپولیس از همان اول بد شروع شد. آن همه طاقچهبالا و لفت و لعاب در مذاکرات برای عقد یک قرارداد یک ساله، حسابی هواداران را حساس کرد.
او که از یک نیمکتنشینی و مصدومیت مفصل در فرنگ برمیگشت، هفتههای اول را با ناآمادگی محض پشت سر گذاشت و مدتها طول کشید تا روی ریل بیفتد. پرسپولیس هزینه زیادی برای احیای اسدی پرداخت و حالا که نشانههایی از بازگشت او به شرایط ایدهآل پیدا شده، استاد دم از خداحافظی میزند.
خب البته حق هم دارد؛ پای باشگاه بزرگ و بینالمللی بوریرام در کشور صاحب فوتبال تایلند در میان است! مگر میشود این پیشنهاد را رد کرد؟ از قضا قبل از این هم در تایلند فوتبالیست داشتهایم، از جمله رضا حقیقی شاندیز که از هر نظر شبیه همین آقای اسدی بود؛ همینقدر بیوفا، با شامهای حساس به پول. فقط کاش آخر و عاقبت اسدی شبیه حقیقی نباشد که این یک خسران بیجبران است.
اگر قرار به جدایی قطعی اسدی باشد، بازنده بزرگ این داستان بیتردید «پرسپولیس» است؛ باشگاهی که پای این انتقال ناز کشید، پول خرج کرد و تاوان داد، اما مزد این همه مرارت را نگرفت. شاید اگر این اعتماد به یک جوان تشنه و مشتاق میشد، سود و ثمرش برای باشگاه صدچندان بود.
مگر نه این است که احمد نوراللهی از تیم دسته اولی فولاد یزد به پرسپولیس آمد و شش سال وسط زمین سرخها را قبضه کرد؟ مگر نه این است که نوراللهی هفت جام با پرسپولیس گرفت و همین امروز فیکس تیم ملی است؟ پس این چه معامله کریهی است که این همه منت میکشید و چیز دندانگیری هم عایدتان نمیشود؟ اسدی کدام گل را به سر سرخها زد؟ چه شاهکاری از او دیدید که از یک جوان با استعداد، شاید در همین تیمهای پایه خودتان برنمیآمد؟
کاش رضا اسدی در پرسپولیس هر شماره دیگری را به تن میکرد جز شماره هشت را؛ پیراهن امثال مجتبی محرمی که زندگیاش را پای این تیم گذاشت و البته علی کریمی که سال هشتاد، چهار ماه مجانی برای این تیم بازی کرد. گرانقیمتهایی که از وسط فصل روزشمار خداحافظی میگذارند و شش هفته زودتر خبر جداییشان را به رسانهها درز میدهند، لایق شماره هشت نیستند.