
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خطوط، اینکه یکی مثل رحمان رضایی بلافاصله بعد از صعود فولاد از مرحله گروهی لیگ قهرمانان گفته: «همین الان باید هدایت تیم ملی در جامجهانی را به جواد نکونام بسپارند» به خودی خود چندان مهم نیست.
بالاخره یک پیشکسوت معمولی فوتبال عقیدهاش را گفته و البته که در جامعه آزاد باید همه نظرها را شنید. منتهی مشکل از جایی شروع میشود که اتفاقا در فوتبال ایران این قبیل جوزدگیها بسیار معمول است و برخی تصمیمات کلیدی دقیقا در این فضای هیجانی اتخاذ میشود. فکت میخواهید؟
در دهه ۸۰ امیر قلعهنویی، علی دایی و افشین قطبی بلافاصله بعد از قهرمانی با استقلال، سایپا و پرسپولیس در لیگهای پنجم، ششم و هفتم سرمربی تیم ملی ایران شدند. یعنی گروه تصمیمگیرنده برای فوتبال ایران با هر قهرمانی لیگ، نیمکت تیم ملی را به فاتح مسابقات جایزه میداد! نتیجهاش چه شد؟ شکست در دو جام ملتها و حذف از یک دوره انتخابی جامجهانی به مفتضحانهترین شکل ممکن. بدتر از همه این که میراث دستهجمعی این سه مربی عزیز، یک تیم ملی آشفته، بیشخصیت و در هم ریخته بود.
در نتیجه حق بدهید نگران باشیم از این قبیل حرف و حدیثها؛ از شایعهسازانی که در عالم اوهام، نکونام را سرمربی تیم ملی میکنند و یحیی گلمحمدی را به جای او روی نیمکت فولاد مینشانند! جان به قربان خوزستان عزیز که با این صعود خندید. امیدواریم فولاد حالا حالاها در لیگ قهرمانان جلو برود. کل داستان، نقد جریان جوزدگی در فوتبال ایران است؛ فوتبالی که تا همین چند ماه پیش گروهی از اهالیاش به خاطر نیمفصل عملکرد موفق استراماچونی در استقلال، او را بهترین گزینه برای هدایت تیم ملی میدانستند، اما حالا گزینه محبوبشان حتی از نماینده ترکمنستان هم چهار تا میخورد.
نزنید از این حرفها. کمی تامل و تفکر هم بد نیست. نقد نکونام یا هیچکس دیگری به معنای تایید اسکوچیچ نیست. کاش اما اگر مربی کروات را دوست ندارید، لااقل با اسمهای بزرگ و بینالمللی تهدیدش کنید. جواد نکونام آخر؟ لابد میدانید که در جامجهانی به تیمها اجازه جابهجا کردن خط زمین را نمیدهند و بعید است داد و فریادهای مستمر دستیاران هم چندان کارگشا باشد!