
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خطوط، مدیریت فدراسیون فوتبال کشورمان در عصر عزیزی خادم مثل قصههای هزار و یک شب شده؛ هر هفته، هر روز و حتی هر ساعت شاهد ماجراهای محیرالعقولی در این فدراسیون هستیم. از شایعهها و حاشیههایی مبنی بر دعوا و پرتاب کردن اشیا اعضا به سمت یکدیگر در جلسه هیئت رئیسه گرفته تا توئیتهای روشنفکرانه! از سهم خواهی برخی اعضای هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال تا دعوا برای گرفتن پستهای مختلف مدیریتی و اجرایی در بدنه فدراسیون فوتبال.
در این ماجراهای فوتبال عصر عزیزی خادم و هیئت رئیسه یک نکته برای همه دوستان، منتقدان و حتی اهالی فوتبال مثل روز روشن بود اینکه در این دعواهای توئیتی، فیزیکی و رسانهای اعضای هیئت رئیسه آنچه اهمیت نداشت فوتبال کشور و تیم ملی بود و همه دنبال منافع شخصی بوده و شاید هستند.
شاید به همین دلیل است که مهرداد سراجی مدیرعامل برکنار شده باشگاه سایپا و عضو هیئت رئیسه هر روز هشتک میزد که پای فوتبال ایستادهام! و بعد شروع به افشاگری علیه دیگر اعضا و همکارانش در هیئت رئیسه میکرد و خرجش را در قایق فدراسیون فوتبال از دیگر اعضا جدا کرده بود. او حتی در یکی از توئیتهایش بعد از بازی جنجالی تیم ملی با لبنان در مشهد از عنوان «اصولی ضایع شده!» استفاده کرد، اما در سری جدید سریال هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال زندگی شیرین شده و حالا حتی مقابل سوال خبرنگاران سراجی میگوید: «افشای پاداشهای اعضای سابق فدراسیون فوتبال غیراخلاقی بوده و نباید این اتفاق میافتاد.»! او حالا میگوید ما پای فوتبال ایستادهایم!
اهالی فوتبال و مردم فوتبالدوست و فهیم از این همه تغییر موضع ناگهانی مبهوت و انگشت به دهان مانده اند، آیا این صحبتها واقعی است؟! یا قهرمان قصه (عضو هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال) خواب نما شده است؟! یعنی باید باور کنیم افشاگری پاداشهای اعضای سابق فدراسیون فوتبال از سرپرست تیم ملی گرفته تا دستیار رئیس معزول اتفاقی تلخ و غیر اخلاقی بوده که بدون خواست و اراده اعضای هیئت رئیسه صورت گرفته؟
اگر چنین است چرا تا به امروز فدراسیون فوتبال هیچ موضع رسمی در مورد این افشاگریها نگرفت؟! اگر اکثر این پرداختها آنطور که سراجی گفته قانونی و با مصوبه هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال بوده چرا این همه دیر فدراسیون موضع گیری میکند؟! اگر سراجی و دیگر اعضای هیئت رئیسه تا به امروز مثل بقیه موارد از این مسایل هم بی خبر! بودهاند که وای بر حال فوتبالی که چنین مدیران بی اطلاعی دارد!
مدیرانی که بعد از ۱۰ -۱۵ روز از افشاگریهای رنگارنگ و پرداختیهای بعضا غیرقانونی و غیرمعقول تازه یادشان آمده که این مسایل غیراخلاقی است. در حالیکه اکثر منتقدان وضع موجود فدراسیون فوتبال معتقدند این افشاگریها از سوی برخی از اعضای هیات رئیسه صورت میگرفته تا با این روش بتوانند راحتتر به مقاصد و اهداف تعیین شده شخصی برسند! چون در زمینه این افشاگریها هیچ کس بویی از سود رسانی به فوتبال ملی و کشور را حس نکرد.
در جدیدترین سریال آئینه عبرت فدراسیون فوتبال شاهدیم که اعضای هیئت رئیسه بعد از حدود دو ماه یادشان افتاده که باید در حوزه تخصصی خود اظهار نظر کنند و به تقسیم کار در بین مدیران فدراسیون فوتبال احترام بگذارند. کار نیکویی که خیلی دیرهنگام انجام شده، ولی ایراد بزرگش این است که در این عقل گرایی مدیران فوتبال بازهم رد پایی از منفعت شخصی دیده میشود، زیرا اعضای هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال یادشان افتاده اگر در اداره فوتبال بعد از عزیزی خادم رئیس معزول ناتوان ظاهر شوند همگی آنها باید با پستهای مدیریتی خود در فوتبال خداحافظی کنند، زیرا خطر تاسیس کمیته انتقالی یا کمیته عادی سازی در فدراسیون فوتبال را بیش از هر زمانی دیگر حس کردهاند.
انگار تازه یادشان افتاده اگر آرامش بر فدراسیون فوتبال حاکم شود میتواند هم به فوتبال ملی کمکی شود و هم سود شخصی ببرند و این مدیران ارشد فوتبال حداقل تا بعد از جام جهانی بر مسند کار باقی خواهند ماند. این قسمت سریال فوتبال دیدنی و قابل تحملتر شده، اما حیف که خیلی دیر به نمایش درآمده است! میرشاد ماجدی سرپرست فدراسیون فوتبال هم بعد از فینال جام حذفی از افشاگریهای اخیر ابراز تاسف کرده است.
هر روزی که اعضای هیئت رئیسه فدراسیون صرف جدل و یا حتی تعارفهای نخ نما شده از یکدیگر میکنند برنامه آماده سازی تیم ملی یک هفته با تاخیر به اجرا در خواهد آمد در حالیکه ۳۰ آبان تیم ملی باید نخستین مسابقه خود را مقابل انگلیس در جام جهانی انجام بدهد. امیدواریم حداقل در قسمت جدید سریال هیئت رئیسه فدراسیون نقش تیم ملی و مسابقههای حساسش در جام جهانی پر رنگتر شود و اعضا فقط به فکر سهم خواهی بعد از برکناری موقت رئیس فدراسیون فوتبال نباشند.
هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال تا اینجای کار به شهادت کارشناسان دلسوز فوتبال رفوزه شده و باید دید در این روزهای اندک باقیمانده تا ۱۰ خرداد و تشکیل مجمع عمومی فدراسیون فوتبال آنها میتوانند این سوء مدیریت خود را تا حدی جبران کنند یا اینکه همچنان با مصاحبههای کلیشهای و تکراری صحبت از بی پولی و ناتوانی در اجرای یک برنامه آماده سازی ساده برای تیم ملی خواهیم بود؟