
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خطوط، ۱۷ سال از آن قرارداد تاریخی میگذرد. ۱۷ سال پیش سایت رسمی باشگاه بایرنمونیخ از جذب علی کریمی خبر داد و نوشت: «مرد سال فوتبال آسیا، حتما بازیکن جالبی برای افسیباواریا خواهد بود.»
حالا ۱۷ سال میگذرد از همه عصر شنبههایی که با چشمان مشتاق زل میزدیم به تلویزیون تا هنرنمایی ستاره ایرانی را تماشا کنیم. کریمی همان هفته اول بوندسلیگا در نیمه دوم بازی با مونشن گلادباخ برای بایرن به میدان آمد و البته نمایش او طوری بود که گزارشگر عرب را به وجد آورد: «انگار کریمی ۱۰ سال است در بایرن بازی میکند.»
راستش این است که برای یک ایرانی، رسیدن به چنین سطحی از موفقیت آسان نیست؛ به هزار و یک دلیل. در این مملکت نه سیستم استعدادیابی درست و درمانی وجود دارد و نه کریدورهای امن برای هدایت ستارهها به سمت اوج موفقیت. اینجا باید جانسخت و پوستکلفت باشی و تک و تنها به سوی موفقیت خیز برداری. باشگاههای بزرگ اروپایی برای جذب ستارههای شرق آسیا هزار مشوق جانبی و تجاری دارند؛ از واگذاری حق پخش تلویزیونی تا کسب سود از طریق فروش پیراهن.
مهدی مهدویکیا یک بار زمان بازی در هامبورگ گله میکرد که: «من سالها بازیکن فیکس این تیم بودم، یک عکاس و خبرنگار از ایران نیامد یک گزارش در موردم تهیه کند. بعد تیم ما یک بازیکن از شرق آسیا خرید، روز اول بیست خبرنگار و عکاس از کشورش آمدند تا تمرینات او را پوشش بدهند.»
در ایران اما همه اینها افسانه است. نه حق پخش میدهیم، نه کپیرایت داریم و نه یک پاپاسی سود به باشگاه مقابل میرسانیم. غولهای اروپایی فقط و فقط در صورتی سراغ یک بازیکن ایرانی میروند که از نظر فوتبالی به دردشان بخورد و البته که کریمی چنین بود. او صرفا به لطف استعداد بینظیرش شماره ۸ مونیخ را به تن کرد و اگرچه دیر و کم، اما خاطرات شیرین و تصاویر فراموشنشدنی به جا گذاشت.
البته اشکالی هم ندارد؛ اگر شرقیها مثل کوه پشت یکدیگر هستند و ترقی میکنند، اینجا هم گروهی از هموطنان ما سالهاست به استناد یک گزارش مزخرف علی کریمی را جزو بدترین خریدهای تاریخ بایرن به شمار میآورند و به او سرکوفت میزنند. هیچوقت هم به خودشان زحمت ندادند بپرسند این چطور خرید بدی بود که بند خودکار تمدید قراردادش بعد از ۲۵ هفته فعال شد؟ راستی کدام ملتی چنین با ولع به پیشواز «تحقیر» میرود؟ سخت است بالا رفتن، جایی که همه دوست دارند زمین بخوری...