
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خطوط، پرتاب پیاپی آب دهان روی صورت یحیی گلمحمدی؛ ویدیوی زشتی است که از اتفاقات باورنکردنی بازی تراکتور و پرسپولیس منتشر شده. سرمربی سرخپوشان محصور بین هواداران تیم میزبان ناچار است شنیعترین و غیرانسانیترین رفتارهای ممکن را تحمل کند. چرا؟ کسی نمیداند. جرمش چیست؟ این که سرمربی تیم حریف است. حفظ حرمت میهمان یک ارزش اصیل و پذیرفته شده در فرهنگ این سرزمین به شمار میرود، اما حتی اگر این را هم قبول ندارید، لااقل احترام کسی را که چند سال پیش سرمربی تیمتان بوده نگه دارید. واقعا انتظار زیادی است؟
از لحظه نیمهتمام ماندن بازی تراکتور و پرسپولیس، مسوولان بومی به طور مستمر در حال توجیه اتفاقات پیش آمده هستند. صد البته این کلمه «توجیه» به اندازه کافی حق مطلب را ادا نمیکند و چارهای جز توسل به عبارت «مالهکشی» باقی نیست. خب اگر قرار بود این سیاست جواب بدهد، امروز نباید کار به اینجا میکشید. سوءرفتار گروهی از هواداران تراکتور در مسابقات خانگی این تیم به یک رویه تکراری و ناپسند تبدیل شده و البته که خیال هولیگانها از هر جهت راحت است؛ چون نهتنها مجازات نخواهند شد، بلکه اطمینان دارند از مدیرعامل و مالک تا شهردار و استاندار پشت آنها هستند و رفتارهای زشت و قبیحشان را عادی و طبیعی جلوه میدهند. در نتیجه از همین امروز برای صید قربانی بعدی برنامه میریزند؛ یک بیگناه دیگر که پا در مسلخ بگذارد، همه خاندانش را در معرض رکیکترین توهینها ببیند و سنگ و آجر بخورد.
میگویند پرسپولیس گلات فساد کرده، میگویند در سالهای قهرمانی از حمایتهای بیرونی برخوردار بوده، میگویند یک بار هواداران این تیم به سمت نیمکت تراکتور ترقه پرتاب کردهاند و خشم فعلی ریشه در همان داستانها دارد. با کمال معذرت اما تمام اینها «مزخرف» است، آدرس غلط دادن است. ۱۲ سال پیش قبل از همه این داستانها، همین گروه از هواداران تراکتور طوری به علی دایی تاختند که او از فرط عصبانیت به مرز جنون رسید. مصاحبهای که آن روز دایی در ورزشگاه یادگار انجام داد، آنقدر تند است که امروز نمیشود بازنشرش کرد. دایی اسطوره فوتبال ایران و آذربایجان است. گیریم که با او به هر دلیلی مشکل دارید؛ گناه کریم باقری چیست که هر بار در زادگاهش باید نود دقیقه فحش بخورد؟
سیاهه سیاهرویی شماری از هواداران منتسب به تراکتور بلند بالاتر از این حرفهاست. مسعود شجاعی که روزی کاپیتان تیم بود، در همین ورزشگاه از سوی هولیگانها پس گردنی خورد. آن روز حتی پای پرسپولیس و استقلال هم وسط نبود و تراکتور با پیکان بازی میکرد. مالهکشان گرامی هم به سرعت به صحنه آمدند و گفتند ضارب شجاعی از هواداران پیکان بوده؛ پیکان در خود تهران هم طرفدار ندارد، هوادارش آنجا چه میکرده؟ اصلا چرا راه دور برویم؛ همین مهدی کیانی که غروب پنجشنبه بلندگو دستش گرفته بود و به هواداران التماس میکرد دست از سنگپرانی بکشند، سه سال پیش با لباس سپاهان به تبریز برگشت و نود دقیقه تمام فحش خورد، آن هم در حالی که کیانی سالها یکی از زحمتکشترین بازیکنان تراکتور به شمار میرفت.
بالاخره آدمها باید برای بعضی چیزها ارزش قائل باشند؛ همنوع، هموطن، همزبان، میهمان، اسطوره ملی و بومی، کاپیتان فعلی، بازیکن و مربی سابق… وقتی گروهی از هواداران تراکتور از همه اینها هتک حرمت کردهاند، یعنی یک جای کار ایراد دارد، یعنی به قول علی دایی بعضی از اینها برای «فوتبال» به ورزشگاه نمیآیند. این عده با رفتارهای عجیب و غریبشان فقط به منافع تراکتور ضربه نمیزنند، بلکه مهمتر از آن، تصویر زیبای تبریز را مخدوش میکنند؛ تبریز عزیز، تبریز اصیل و دلربا که گرفتار وندالهای بیاصول شده است. به مقامات استانی بگویید شما با دفاع از این جماعت بزرگترین ظلم را به آن خطه میکنید. هزاران بار مایه افسوس خواهد بود اگر دیار ادب و حماسه و فتوت و شرافت و میهماننوازی، با تصویر جاهلان سنگپران و قسیالقلب در اذهان تداعی شود. قداست را به تبریز برگردانید.