۲۵ فروردين ۱۴۰۳ - ۱۱:۱۸
تعداد بازدید: ۲۸۰۷۰۵
مدیرانی که حوزه مدیریت منابع انسانی را به چشم یک استراتژيست راهگشا و خط شکن و چراغ راهنما می‌نگرند می‌توانند پیام آور رشد و توسعه پایدار برای سازمان و کشور خود باشند.
کد خبر: ۶۵۱۵

عدم درک صحیح از مدیریت منابع انسانی

پایگاه خبری تحلیلی خطوط؛

دکتر حسن خسروی، مدرس دانشگاه و متخصص امور برنامه و بودجه کشور به بهانه 25 فروردین روز ملی منابع انسانی با عنوان "از نیروی انسانی تا سرمایه انسانی؟!؟" نوست: تا قبل از وقوع انقلاب صنعتی؛ از انسان در سازمان؛ خصوصا سازمان‌های تولیدی و صنعتی به عنوان نیروی انسانی یاد میشد که بیشتر ناظر بر زور بازو و توانمندی و قدرت جسمانی کارکنان بود. با گسترش مکانیزاسیون و ماشینی شدن صنایع و ارائه دیدگاه ها و نظریات ارزشمند اندیشمندان و دانشمندان عرصه مدیریت و روانشناسی سازمانی و... نگاه ها از نیروی انسانی به منابع انسانی معطوف شد. به عبارت دیگر گفته شد : درست است که انسان در سازمان زور بازو دارد اما او صاحب تفکر و اندیشه هم هست فلذا عبارت منابع انسانی پا به عرصه وجود گذاشت و واحدهای نیروی انسانی به مدیریت منابع انسانی تغییر و تکامل پیدا کردند تا اینکه در سالهای اخیر علمای قوم به این نتیجه رسیدند که انسان در سازمان علاوه بر داشتن زور بازو و تفکر و اندیشه؛ در حقیقت یک سرمایه بسیار با ارزش است که باید جایگاه و قدر و منزلت آنرا عزیز شمرد و بدین ترتیب مدیریت سرمایه انسانی در ادبیات و گستره جغرافیایی سازمان‌ها ظهور و بروز پیدا کرد. با عنایت به این مقدمه؛ امروزه انسان در سازمان؛ مجموعه ای از نرم افزارها و سخت افزارهاست که حکم یک سرمایه با ارزش و استراتژیک را برای سازمان دارد. اغلب مدیران تا صحبت از مدیریت منابع انسانی می‌شود ؛ فکر می‌کنند که این عبارت ؛ نسخه ارتقاء یافته و یا ورژن جدیدی از مبحث کارگزینی و امور اداری و رفاهیات است در صورتی که مدیریت منابع انسانی ؛ یک مفهوم بسیار وسیعتر از اینهاست که همچون یک چتر بزرگ ؛ تمام فرایندها و شئونات سازمان اعم از نرم افزاری ؛ سخت افزاری و مغز افزاری را در بر می‌گیرد. متاسفانه اغلب مدیران سازمان‌ها ؛ حد و مرز و گستره مدیریت منابع انسانی را با خط کش و افق دید خود ترسیم می‌کنند ؛ حال آنکه هیچ بخشی از سازمان چه در بعد داخلی و چه در بعد خارجی وجود ندارد که مدیریت منابع انسانی بر آن سیطره و تسلط و تأثیری نداشته باشد. امروزه در عصر متاورس و هوش مصنوعی ؛ بسیار ضروری است که به جهت رقابت شدید و لزوم حفظ بقاء در این عرصه ؛ سازمان‌ها یک باز تعریف مجدد از جایگاه ؛ کارکرد و برد اقدامات و حوزه نفوذ مدیریت منابع انسانی خویش داشته باشند. به دیگر سخن ؛ مدیرانی که حوزه مدیریت منابع انسانی را به چشم یک استراتژيست راهگشا و خط شکن و چراغ راهنما می‌نگرند می‌توانند پیام آور رشد و توسعه پایدار برای سازمان و کشور خود باشند. از سوی دیگر؛ در بعد کلان؛ شاهد هستیم که در طول سالهای گذشته رؤسای محترم جمهور منتخب مردم ؛ عمدتا مفهوم مدیریت منابع انسانی را بدرستی متوجه نشده و درک شایسته و بایسته ای از این عنصر راهگشای مهم نداشته اند و به همین جهت است که ملاحظه می‌کنید سازمانهای تخصصی نظیر سازمان اداری و استخدامی کشور ؛ سازمان برنامه و بودجه کشور ؛ و... عمدتا مورد بی مهری و نگاه های غیر کارشناسی دم دستی واقع شده و همواره متزلزل و ضعیف و ناکارآمد بوده اند. نتیجه چنین وضعیتی ؛ نارضایتی عمومی بدنه کارشناسی و متخصص دولت از نوع رفتار با آنها و میزان و مقدار حقوق و مزایا و وضعیت بازنشستگان و... میباشد که همگی حاکی از آن است که خیلی از مدیران ما درک صحیحی از مدیریت منابع انسانی و مفهوم سرمایه انسانی نداشته و ندارند. سخن در این باب از حیث آسیب شناسی و واکاوی و پرداختن به چرایی افتادن در چنین دامگهی؛ بسیار زیاد است که میزگردهای چالشی چند جلسه ای را می‌طلبد و پیشنهاد می‌شود صدا و سیما در این خصوص همت نموده و برنامه سازی‌های کارشناسی را در دستور کار قرار دهد با این موضوع و این رویکرد که چرا ما در حوزه مدیریت منابع انسانی و اساسا موضوع انسان در سازمان نتوانسته ایم دیدگاه منسجم واحد قدرتمند و راهگشایی داشته باشیم. اگر انسان یک نیرو؛ یک منبع و یک سرمایه است؛ آیا چگونه باید این مهم را حفظ و حراست و نگهداری کرد تا دچار فرسودگی و شکست و نابودی نگردد. برای جایگاه؛ اهمیت؛ نقش و کارکرد انسان در سازمان؛ چشمها را باید شست و جور دیگر باید دید. به امید آنکه انسان در سازمان؛ درست درک شده و درست بکار گرفته شود.

برچسب ها: منابع انسانی مسئولین سرمایه
ارسال نظر
آخرین اخبار